گزیده ای از اصول تغذیه نورانی (نورخواری)

هر غذاي خوبي براي شما خوب نيست چون بدن انسانها با غذاها يكسان رفتار نميكند. تعيين اينكه يك مادة غذايي چه خاصيتي دارد بسادگي ممكن است اما گفتن اينكه آن مادة ي غذايي بر همة انسانها تأثيري يكسان يا حتي مشابه دارد درست نيست. اين بدن شماست كه تصميم ميگيرد هرغذايي را چگونه بپذيرد و چه تأثيراتي را از آن قبول كند و اين چشم شماست كه در قدم اول يك غذا را براي بدن معنا ميكند. جسم ميتواند آب خالي را هم به مواد بسياري تبديل كند و تأثيراتي از آنها بگيرد كه ظاهراً در آنها نيست. ميتواند از زهر دارو را استخراج كند و يا دارو را به زهر تبديل كند و بنابراين با خوردن دارو مسموم شود. شعور جسم، اگر موافقت نمايد ميتواند از نمك شيريني را بگيرد و نان را به جاي گوشت بخورد. پس با ذهني آماده غذا بخوريد، زيرا در اين صورت غذاي خوب اثر خوبتر را بر شما خواهد گذاشت و اگر با ذهن ناهماهنگ غذا بخوريد، اثر خوب غذا در شما به بدي تبديل ميشود و تأثيرات بد غذا هم در شما بدتر خواهد شد. (1)
وقتي در زميني مردهها را خاك ميكنند به آنجا قبرستان ميگويند. پس وقتي كه بدن خود را به غذاهاي مرده، غذاهايي كه خالي از نور و حيات است، انباشته ميكنيد، بدن خود را به قبرستان تبديل كردهايد. درون قبرستان انباري از ميكربها و آلودگيها و تعفنها وجود دارد. قبرستان جاي مردگان است و نه زندگان... زندگان عموماً در جايي هستند كه لااقل آب به اندازة كافي هست. پس باندازة كافي آب بخوريد تا جسمتان زنده بماند. با آب كافي ميتوانيد يك قبرستان را به گلستان تبديل كنيد و ميتوانيد همة تعفنها و آلودگيهاي آنرا بشوييد و به آن زندگي دوباره بدهيد. (2)
غذاهاي مصنوعي، بدنهاي مصنوعي ميسازد و بدنهاي مصنوعي، قادر به زندگي طبيعي نبوده و نشانههاي طبيعي را ندارد. (3)
اگر پاي درختي زياد نمك بريزي چه ميشود؟ وقتي زياد نمك ميخوري با جسمات همين كار را ميكني و جسمات شور شده و حاصلخيزي آن كم ميشود. (4)
جسم تو مثل بچة ذهن تو است. ميتواني آن را هر طور كه ميخواهي بار بياوري يا اينكه رهايش كني و بگذاري مثل گياه خودرو و علف هرز رشد كند. اين بچه را ميتواني مقاوم، انعطاف پذير و نرم، قوي و مستحكم و هوشمند و فعال بار بياوري يا اينكه مانند بچهاي ضعيف و بد اخلاق و شكننده آموزشش دهي. (5)
سلولهاي بدن انسان مثل ماهي در آب غوطه ورند. اگر آب كم باشد يا غليظ و پر املاح باشد، حيات ماهيان به خطر ميافتد. (6)
انتظار نداشته باشيد كه با تغيير غذاها و مثلاً گياهخواري ناگهان معجزهاي در جسمتان اتفاق بيفتد؛ اما ميتوانيد با تغيير آهسته غذاها بدن را براي تجربة تدريجي يك معجزه آماده كنيد.(7)
رابطه تو با چيزي كه ميخوري و نگاهي كه درباره آن داري، تعيينكننده اثراتيست كه از آن به تو ميرسد. (8)
قبل از آنكه غذا در شكمات هضم شود آنرا در چشمات هضم كن چون اگر چيزي را ابتدا چشم تو هضم نكند، هرگز در تو هضم نميشود و تو را بيمار ميكند.(9)
به غذايت خوب نگاه كن. آنرا دوستانه بخور و به آن احترام بگذار.(10)
تو نميداني اندازه چه قدر است كه به تو بگويم اندازه بخور و نميداني نياز واقعيات چيست كه بگويم بر حسب نيازت بخور. اگر جسمات بيمار و آلوده است چگونه بگويم كه با جسمات مشورت كن. اما در ساده خوردن و كم خوردن و آهسته خوردن خطري نيست و بلكه درمان است. در طبيعي خوردن شفا هست پس طبيعي بخور.(11)
زياد نخور. كم نخور. زياد كم بخور. كم زياد بخور.(12)
آهسته غذا خوردن كافي نيست. با ذهنِ آهسته غذا بخور. هنگام غذا خوردن رابطهاي بين خوراكهاي جسمي و ذهني تو بر قرار ميشود و افكار تو مثل ادويههايي هستند كه ميتوانند به كلي كيفيت و تأثير چيزي را كه ميخوري عوض كنند.(13)
براي نورخواري، از غذاهاي زنده و نوراني تغذيه كن چيزهاي نوراني بخور، كلام نوراني بگو و به انديشههاي نوراني بينديش. پس غذاهاي ظلماني و مرده را كه نور را ميزدايند و در خود ميبلعند ترك كن. (14)
چيزهايي كه نور را در خود صيد كردهاند تو آنها را صيد كن. ميوهها و گياهان و آبهاي نور گرفته … (15)
بدن انسان پر از حجابهاي ظلماني است كه جلوي جريان يافتن نور، جلوي ورود نور و تابش نور را ميگيرند. اين حجابهاي ظلماني خيلي راحتتر از آنطوري كه ساخته ميشوند از بين رفتنياند. (16)
وقتي به غذاي خود نگاه ميكنيد نور را در آن بيابيد و ببينيد كه نور غذا را ميخوريد. بنابراين هنگامي كه تاريكي را در غذاي خود ديديد آن را نخوريد و به كسي ندهيد كه بخورد. بگذاريد روحهاي تاريك از آن تناول كنند چون به آن نيازمندند.(17)
هم از نور خورشيد بخور و هم از ستارگان كه اين نورها يكسان نيستند اما اصل نورخواري را در تغذيه از نور خدا نگاهدار.(18)
به نور ارضي و ظاهري راضي نشو و از نور سماوي و باطن سرشار شو. آن وقت است كه نور خدا، نور زنده و زندهكننده، نور زندگي در تو پديدار ميشود و زندگي ميكند. (19)
برگرفته از کتاب درمان هماهنگ و شفای الهی - تعالیم استاد ایلیا «میم» در زمینه درمان و شفا)