رؤيا، رؤيابيني و هنر رؤيابيني
قسمت اول
در تعليمات روح زايي، هنر رؤيابيني مانند بعضي از رشته هاي ديگر تعاليم احياء، آنقدر گسترده، عميق، شاخه شاخه و گوناگون است كه ارائه تعريفي فشرده و بسته از آن به سادگي امكان پذير نيست. بنابراين در اين سخن كوتاه تلاش نمي كنم هنر رؤيابيني را تعريف كنم بلكه ميكوشم تا در جهت آشناسازي مشتاقان، چشماندازي از هنر رؤيابيني (در روحزايي) را ترسيم كنم. به پيروي از روش ايليا «ميم»[1] در ارائه تعاليم، به تمثيلي ميپردازم كه آن را از او شنيدهام. يك بار او درباره هنر رؤيابيني در روح زايي اين طور گفت كه هنر رؤيابيني مانند داشتن تلويزيوني خلاق است كه برنامه ريزي و كنترل و راهبرد آن در اختيار دارنده آن است. در اين گفتار به طور خلاصه همين موضوع و آنچه در اين بار شنيدهام يا فهميده ام را تا جايي كه حافظه ام ياري مي كند، توضيح مي دهم. چون اين مطالب (مطلب فعلي و بعضي از مطالبي كه در ادامه اين متن مي آيد) غالباً بازنويسي شنيده ها است بنابراين انتقال عين مطالب كمي دشوار است.
تصور كنيد تلويزيوني داريم كه ميتواند داستان هاي ما را هر چه كه باشند به فيلم يا انيميشن تبديل كند. همچنين اگر بخواهيم مي توانيم در همه فيلم ها و داستانها حضور داشته باشيم و جريان داستان را واقعاً تجربه كنيم. اين تلويزيون قابل برنامه ريزي است و برنامه ريزي اش، داستان هايي است كه ما به آن مي دهيم. اين داستان ها ميتوانند معمولي يا خارقالعاده، تخيلي يا واقع بينانه باشند.
ممكن است درباره هر چيزي باشند. مي توانند داستان هايي واقعي يا غيرواقعي باشند. براي تلويزيون تفاوتي نمي كند، هر دو نوع داستان را براي ما و حداقل در زندگي دروني ما، به تحقق مي رساند. اندازه واقعي بودن اين تجربه ها نيز تحت كنترل ماست. شدت وقايع مي تواند بسيار بيشتر از وقايعي باشد كه در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم و طبعاً مي تواند كمتر از آن هم باشد. اگر در اين فيلم هايي كه شخص به آن وارد شده اتفاق بدي برايش بيفتد واقعاً ناراحت مي شود، اگر بدنش زخمي شود واقعاً درد ميكشد و از تناش خون ميآيد، اگر تجربه هاي لذت بخشي داشته باشد، جداً لذت ميبرد. يكي از تفاوت هاي اين نوع زندگي آن است كه شخص مي تواند اثراتي را كم و زياد كند يا وقايع را به عقب ببرد و به شكل ديگري شروع كند. ميتواند صدها سال زندگي را بدون آن كه ظاهراً سرعت آن تغيير كند در چند لحظه با جزئيات كامل تجربه كند. بعد از تجربه هر داستان و در واقع هر قطعه از زندگي، يا يك زندگي طولاني، در زمان كوتاه اين امكان وجود دارد كه از داستان خارج شود اما مي تواند هنوز هم شخصيت و تأثيرات درون فيلم را در خود حفظ كند. يا اين كه از همه آنها تخليه شود. حتي اين امكان وجود دارد كه شخص وارد داستاني شود و ديگر هرگز از آن خارج نشود و براي هميشه در آن داستان زندگي كند.
وقتي فرد به يك داستان رؤيا وارد مي شود همه چيزهاي او مي تواند خيلي واقعي يا تنها به صورت مجازي تغيير كند. هويت، شخصيت، توانايي ها و ناتواني ها، روابط، خاطرات، احساسات و همه بودنِ شخص، قابليت تغيير كردن و دگرگون شدن را داراست. در هر داستان رؤيا امكان اين كه انسان دوباره متولد شود و همان طور متولد شود كه مي خواهد، وجود دارد. موجودي با ويژگيها و قابليتهاي جديد. ميتواند خيلي واقعي تر از تجربههاي اين جهاني به آرزوهايش برسد. اگر به يك آرزوي بينهايت جذاب هم رسيد، قادر است تمام جسم خود را هم به آنجا ببرد و براي هميشه در آنجا ساكن شود.
مي تواند فقط روحش را به درون داستان ببرد و در يكي از قالبها قرار دهد يا فقط تصويرش را به آن جا منتقل كند يا همه زندگياش را. الزامي نيست كه او حتماً به درون داستان برود بلكه مي تواند از بيرون هم به تماشاي آن بپردازد. در بالاي اين تلويزيون لوله اي مكنده وجود دارد كه اگر او قصد داشته باشد واقعاً به درون داستان برود، بايد سرش را به آن حفره نزديك كند تا او را به درون خود بكشد و به درون داستان بيندازد. اما قبل از رفتن لازم است قصد برگشت را هم همراه خود ببرد چون اگر بدون بليط رفتن برود تضميني براي برگشت آن نيست و ممكن است براي هميشه در آن جا بماند.
امكانات زيادي در اين تلويزيون خلاق وجود دارد كه به آنچه گفته شد محدود نمي شود مثلاً اين تلويزيون هزاران كانال دارد كه وقتي برنامه آنها فعال شود او مي تواند از نقاط ديگر هستي، از اخبار و وقايع جهانهاي ديگر مطلع شود. كانالهاي ديگري هم هستند كه با به كار انداختن آنها مي تواند از آينده ها، آينده هاي مختلف، آينده چيزهاي مختلف و نيز از گذشته ها مطلع شود.
بنابر آنچه گذشت مي توانيم نتيجه بگيريم كه هنر رؤيابيني راهي براي تجربه حيطه هاي ديگر زندگي است، جهانهايي كه در درون و بيرون اند. دنياهايي در گذشته و حال و آينده. جهان هايي كه بعضيشان واقعيت عيني دارند و بعضي ديگر فاقد آن هستند.
رؤيا به ما اجازه خروج از محدوده هاي زمان و مكان و سفر كردن به زمانها و مكاني ديگر را مي دهد. در رؤيا ميتوانيم خواسته خود را تحقق ببخشيم و اين خواسته ها هر چيزي ميتواند باشد. تحقق آرزوها در رؤيا مي تواند خيلي واقعي تر از عملي شدن آنها در اين جهان باشد و نيز ممكن است اينطور نباشد. اين بستگي به مهارت رؤيابين دارد.
در رؤيا مي توانيم همان كاري را بكنيم كه دوست داريم، يا به صورتي خيالي يا به صورت صد در صد واقعي. اگر بخواهيم مي توانيم تنها از طريق چشم يا با روح مان يا با تماميت وجودمان، با جسم و جان و روح به آن تجربه ها وارد شويم. از طريق رؤيابيني امكان برقراري ارتباط و تبادل جريان با ابعاد ديگر هستي و بسياري از موجودات ديگر كه حتي آنها را حدس نمي زنيم در اختيار ما قرار مي گيرد. ميتوانيم دريافت هاي خود را از جهانهاي ديگر به اين جهان بياوريم يا چيزهايي را از اين زندگي به آنجا منتقل كنيم. به واسطه رؤياها گفتگو با بسياري از حيطه هاي اسرار و تماس با غيب امكانپذير ميشود و رابطه مستقيم و هموار براي ارتباط با روح الهي گشوده ميشود. خلاصه بايد گفت كه در جهان رؤيا و براي استاد رؤيابيني، انجام هر كاري ممكن است و هيچ كار، نشدني نيست. اين كارها هم مي توانند خيلي واقعي باشند و هم خيلي خيالي. از اين ديد، رؤيا راهي است براي تجربه زندگي هاي بيشمار ديگر كه به موازات زندگي ما در اين جهان، جريان دارند و هنر رؤيابيني شيوه عبور از اين راه و برقراري ارتباط و تجربه اين زندگي هاي ديگر است.
براساس تعليمات ايليا «ميم» رامالله
(برگرفته از درسهاي روحزايي و هنر رؤيابيني خلاق)
شرح و بازنويسي: پِريا (شباب حسامي)