مسافر الهي
انسانها چون پرندگان مهاجر، مسافرند و در سفر. هدف اين سفر، پيوستن به او، وصول به هستي لايتناهي و رسيدن به سرچشمۀ خوبي و زندگي است. براي پيمودن اين مسير و عبور از جهانهاي پيشِ رو ، ميبايست مانند يک مسافر واقعي عمل کنيم." هويت مسافر" خود را دريابيد که اين اولين گام سفر است و سپس در آن استقرار يابيد. آمادۀ سفر باشيد، اجتناب ناپذير است چون هم اکنون نيز در سفريد.
براي پيمودن اين مسير بينديشيد که :
از کجا آمدهايد و به کجا ميرويد؟ براي چه آمدهايد و براي چه ميرويد؟ آيا اکنون نيز در حال رفتنيد؟ چگونه مانند يک مسافر زندگي ميکنيد؟ اکنون در چه وضعي هستيد؟ آيا سفر را پذيرفتهايد، سفري که در آن هستيد يا با اعمال و شيوۀ زندگي خود آن را انکار کردهايد؟
براي اين سفر طولاني به چه چيزهايي نياز داريد و چه چيزهايي غيرلازم است؟ راهنماي سفرتان کيست؟ علائم روشنايي راهتان چيست؟ کدام نشانه ها در زندگيتان بر خلاف واقعيت سفر است؟ ...
پرندگان مهاجر، چه درسهايي براي آموختن به انسان دارند؟ پروردگار متعال آنها را و نه حتي غباري ناچيز در هوا را، بيهوده و جز براي تعليم و آشکاري حق نيافريده ...
نخوابيد. به خيال فرورفتن و رؤيا ديدن، براي آن که مشتاق نجات روح خويش است، چون مرگ است.
آنکه در خواب است، سفر را باور ندارد. گمان او اينست که زندگي بسيار زودگذر اين جهان، که بسان چشم بهم زدني در برابر کل حيات انسان است، هميشگي و پابرجاست.
با آن که ميبيند بسياري آمدهاند و بسياري رفته اند، و بسياري آشکارا در حال رفتناند، اما خود را مستثني ميپندارد و سفر خود را نمي پذيرد. بهار
ميآيد و تابستاني و پاييز، و سپس زمستان، حالا چه کسي آنها را باور کند چه نکند. چه آماده باشيد و چه نباشيد، فصلهاي اين زندگي و حتي عصرهاي جهان، ميآيند و ميروند و البته به آهستگي و شايد ناگهان، شما را نيز همراه خود ميبرند. همانطور که آمدهايد، حتماً ميرويد و در اين ترديدي نيست. مرگ، ناگهان رفتن است وگرنه هر لحظه در حال رفتنيد.
مسافري که مانند مسافر زندگي نکند، جريان زندگي را در خود متوقف
ميکند . اين سفر، اين حرکت کردن به معني رشد و پيشرفت شماست. به معني عبور از جهانها و تجربۀ سطوح هستي و مراتب حضور خداست. اين سفر، نزديک شدن خودآگاهي به خداآگاهي است...
در اين سفر است که روح الهي ، روحي که اينک در درون انسان ها در قالبي چون سنگ و يخ فرو رفته و ضعيف و ناتوان گشته، روحي که به هزار بند و زنجير شده، سيال و جاري مي شود و آزاد و رها مي گردد، و در نور خود آشکار...
مسافر چگونه زندگي ميکند، همانطور زندگي کنيد. اين شيوۀ پيمودن است.
مانند مسافر الهي زندگي کنيد. کسي که در سير الهيست و در تلاش براي القاي دوباره. مسافر الهي، خوب و متعالي زندگي ميکند زيرا راهبر و هدايت کنندۀ اصلي او، که خود حقيقت است، خوب و متعالي است.
هر آن که زهر را بشناسد، آن را به دارو تبديل مي کند. هرکه از بيماري آگاه شود درمان را خواهد يافت و آن که درد و رنج را فهميد از شفا پُر شد....