استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
تعداد بازديد : 422323
كاربران آنلاين : 16
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:

تمثیل‌ها

تعداد بازديد: 494

مسافر الهي

انسان­ها چون پرندگان مهاجر، مسافرند و در سفر. هدف اين سفر، پيوستن به او، وصول به هستي لايتناهي و رسيدن به سرچشمۀ خوبي و زندگي است. براي پيمودن اين مسير و عبور از جهان­هاي پيشِ رو ، مي­بايست مانند يک مسافر واقعي عمل کنيم." هويت مسافر" خود را دريابيد که اين اولين گام سفر است و سپس در آن استقرار يابيد. آمادۀ سفر باشيد، اجتناب ناپذير است چون هم اکنون نيز در سفريد.

براي پيمودن اين مسير بينديشيد که :

از کجا آمده­ايد و به کجا مي­رويد؟ براي چه آمده­ايد و براي چه مي­رويد؟ آيا اکنون نيز در حال رفتنيد؟ چگونه مانند يک مسافر زندگي مي­کنيد؟ اکنون در چه وضعي هستيد؟ آيا سفر را پذيرفته­ايد، سفري که در آن هستيد يا با اعمال و شيوۀ زندگي خود آن را انکار کرده­ايد؟

براي اين سفر طولاني به چه چيزهايي نياز داريد و چه چيزهايي غيرلازم است؟ راهنماي سفرتان کيست؟ علائم روشنايي راهتان چيست؟ کدام نشانه ها در زندگيتان بر خلاف واقعيت سفر است؟ ...

پرندگان مهاجر، چه درسهايي براي آموختن به انسان دارند؟ پروردگار متعال آنها را و نه حتي غباري ناچيز در هوا را، بيهوده و جز براي تعليم و آشکاري حق نيافريده ...

 نخوابيد. به خيال فرورفتن و رؤيا ديدن، براي آن که مشتاق نجات روح خويش است، چون مرگ است.

آن­که در خواب است، سفر را باور ندارد. گمان او اينست که زندگي بسيار زودگذر اين جهان، که بسان چشم بهم زدني در برابر کل حيات انسان است، هميشگي و پابرجاست.

با آن که مي­بيند بسياري آمده­اند و بسياري رفته اند، و بسياري آشکارا در حال رفتن­اند، اما خود را مستثني مي­پندارد و سفر خود را نمي پذيرد. بهار
مي­آيد و تابستاني و پاييز، و سپس زمستان، حالا چه کسي آنها را باور کند چه نکند. چه آماده باشيد و چه نباشيد، فصل­هاي اين زندگي و حتي عصرهاي جهان، مي­آيند و مي­روند و البته به آهستگي و شايد ناگهان، شما را نيز همراه خود مي­برند. همانطور که آمده­ايد، حتماً مي­رويد و در اين ترديدي نيست. مرگ، ناگهان رفتن است وگرنه هر لحظه در حال رفتنيد.

مسافري که مانند مسافر زندگي نکند، جريان زندگي را در خود متوقف
مي­کند . اين سفر، اين حرکت کردن به معني رشد و پيشرفت شماست. به معني عبور از جهان­ها و تجربۀ سطوح هستي و مراتب حضور خداست. اين سفر، نزديک شدن خودآگاهي به خداآگاهي است...

در اين سفر است که روح الهي ، روحي که اينک در درون انسان ها در قالبي چون سنگ و يخ فرو رفته و ضعيف و ناتوان گشته، روحي که به هزار بند و زنجير شده، سيال و جاري مي شود و آزاد و رها مي گردد، و در نور خود آشکار...

مسافر چگونه زندگي مي­کند، همانطور زندگي کنيد. اين شيوۀ پيمودن است.

مانند مسافر الهي زندگي کنيد. کسي که در سير الهي­ست و در تلاش براي القاي دوباره. مسافر الهي، خوب و متعالي زندگي مي­کند زيرا راهبر و هدايت کنندۀ اصلي او، که خود حقيقت است، خوب و متعالي است.

هر آن که زهر را بشناسد، آن را به دارو تبديل مي کند. هرکه از بيماري آگاه شود درمان را خواهد يافت و آن که درد و رنج را فهميد از شفا پُر شد....

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده