استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
تعداد بازديد : 119216
كاربران آنلاين : 4
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:

رويا

تعداد بازديد: 83

بايد اقرار كني كه خوابهايي كه مردم مي گويند درباره تو ديده اند دروغ است!

بازجویان اداره برخورد با ادیان در خطاب به استاد ایلیا:

« بايد اقرار كني كه خوابهايي كه مردم مي گويند درباره تو ديده اند دروغ است!»

 ... علومي را كه مي داني از كجا آموخته اي؟ تو يا بايد اقرار كني شيطان هستي يا آمريكا و اسرائيل تو را آموزش داده اند يا بگويي علم لدني داري اگر بگويي علم لدني دارم يعني ادعاي پيغمبري كرده اي. بايد اقرار كني كه خوابهايي كه مردم مي گويند درباره تو ديده اند دروغ است...

  • در سلولي كه با ايليا بودم او قفل سلول را باز كرد و البته او كاري نكرد فقط خوابش را برايم تعريف كرد كه در آن خواب قفل سلول را برايش باز كرده بودند بعد سرش را روي در سلول گذاشت و يواش با مشت به در ضربه زد و در راحت باز شد احتمالاً همه كساني كه بعداً به آن سلول رفته اند اين موضوع را مي دانند آن سلول احتمالاً تنها سلولي بود كه در آن باز شده...
  • …او همانطور نشسته خوابش مي برد و خواب می دید و بعد بلند می شد و آن را می نوشت… از بعضی از زنداني های دیگر هم اگر فرصت مي شد در مقوله خوابهایشان سوال می کرد جالب این بود که آن دو سه نفری که از آنها مي پرسيد خوابهايي مربوط با ايليا داشتند... وقتی راهي نداشت، در مورد برخي خوابهایی که می دید با مراجعه به قرآن تفسیر و تعبیر می كرد. او مي گفت «اینها جوابهای خداست»…
  • او در برابر بعضی از خبرها یا بعضی از خوابهایی که می دید استخاره می کرد استخاره هایی که می کرد جوابهایش خيلي دقیق و بجا و با تناسب و با ربط بود به قلب هدف می زد …آيه هايي که در پاسخ به این خوابها و خبرهای شاخص می آمد را او می نوشت و در زمانهای تماس تلفنی به همسرش هم مي گفت...
  • گاهی او برای آنکه یک خواب مهم را معنا کند و جوابی از قرآن بگیرد مدت زیادی در حالت سجده بود و قرآن مي خواند و گریه می کرد و آنگاه وارد قرآن می شد...

   گزیده ای ازخاطرات یکی از هم سلولی های استاد ایلیا رام الله در زندان 209 اوین، سال 1386

 

 [1] اعراف (72)


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده