استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 675563
كاربران آنلاين : 81

معرفی ال یاسین

تعداد بازديد: 435

فعالیت های یاسین

(قسمت اول)

به روايت ال ياسين

 

 

مخاطبان تعاليم استاد از همۀ اقشار مردم بودند... اما مهمترين مخاطبان، جوانان و دانشجويان و اهالي فکر و فرهنگ و دانشگاهيان بودند. خود اينها هم سه طيف هستند. يک طيف عمومي که صرفاً به سخنراني‌هاي عمومي مي‌آيند. هر جا که فراخوان مي‌شدند، مي‌آمدند و غالباً براي ادامۀ تعاليم از کوششي دريغ نمي کردند. طيف کوچکتر، فعالان بودند. اينها به دليل ابراز اشتياق بيشتر و اعلام و پيگيري‌هاي خود در فعاليتهاي ثانويه هم حضور داشتند و بنابراين اغلب در جلسات غير عمومي هم حاضر بودند. به مجموعۀ اين جمعيت فعال‌تر ياسين گفته مي‌شد... اسم اصلي ال ياسين بود و اين از آيۀ قرآن: السلام علي ال ياسين، گرفته شده بود اما اصطلاحي که تکرار مي‌شد همان ياسين بود كه اين با گروه ياسين متفاوت بود. به توصيه استاد، ال ياسين وارد فعاليتهاي مختلفي شده بودند. در يازده سال گذشته ما بيش از ده نشريه داشتيم که اکثر آنها توقيف و تعطيل شد. نشريه‌هاي ما، از ديدگاه تخصصي و در زاويه‌اي که کار مي‌کردند تقريباً مشابه نداشتند و بيش از اکثر نشريات محوري، حائز مؤلفه‌هاي تخصصي بودند و از نظر معنايي بسيار غني‌تر از نشريات مشابه ديگر. کساني که اين نشريه‌ها را اداره مي‌کردند قبلاً هيچ تجربه‌اي از اين کار نداشتند. برنامه ريزي در قدم‌هاي اول زير نظر خانم پِريا يا افراد ديگر انجام مي‌شد که آنها هم اين کار را تحت آموزش و زير نظر استاد انجام مي‌دادند. اين نشريه‌ها همانطور که از نامشان پيداست در زمينه‌هاي مختلفي بودند: هنر زندگي متعالي، علم موفقيت، هنرهاي زيستن، علوم باطني، اخبار كودكانه، تفكر متعالي و...

به موازات اين تشکل ها،NGOهاي ديگري نيز قبل و بعد از اين نشريات به وجود آمد. مانند موسسات انتشاراتي، موسسات فرهنگي و هنري، تشکل پيام (گروه پيام) که کار آنها آموزش سخنراني و تربيت مدرس بود و خود استاد گاهي آموزش مي‌دادند يا کساني که قبلاً ايشان آموزش داده بودند. تشکل‌هاي (گروههاي) قلم و نويسندگي. تشکل‌هاي حزب الله که قصد آن انتشار انديشه‌هاي نرم افزاري و برخورد محبت آميز (...) در ميان بعضي از گروهها بود... فعاليتهاي مختلف خيريه، زيست محيطي (مثل NGO جبهه طبيعت)، تشکل‌هاي مذهبي (هيئت‌هاي متعدد مذهبي).

بزرگتر و پرحجم‌تر از هر فعاليت ديگر، گروه‌ها و پروژه‌هاي تحقيقاتي بود که مستقيم زير نظر استاد و با راهبرد ايشان يا به صورت غير مستقيم توسط خانم پِريا انجام مي‌شد...

طي يازده سال گذشته چند صد پروژۀ مطالعاتي و تحقيقاتي، برنامه ريزي و راهبرد شد. بعضي از آنها به مراحل نهايي رسيدند و بسياري تا مراحل نيمه نهايي پيش رفتند و هنوز هم در جريان اند. جنبه‌هاي فوق العاده‌اي در اين فعاليتها وجود داشت که شايد براي کساني که از بيرون مي‌ديدند باورکردني نبود...

اين فعاليتها بدون پول انجام مي‌شد اگر هم هزينۀ اندکي وجود داشت توسط دوستان تأمين مي‌شد. اين موضوع براي کساني که فعاليتهاي مشابه را انجام مي‌دادند باورکردني نبود. مثلاً هزينۀ ما براي بستن نشريات شايد يک دهم يا يک سي ام نشريات ديگر بود. اکثر کارها را بچه ها انجام مي‌دادند. نکتۀ ديگر توانايي بسيار پايين بعضي از اين بچه‌ها بود. واقعاً بعضي از آنها در بعضي از کارهايي که قرار مي‌گرفتند (مثلاً براي سخنراني) توانايي شان نزديک به صفر بود اما بعد از مدتي بر زمينه‌اي که به آن توصيه شده بودند مسلط مي‌شدند...

چيز پراهميت ديگري که فوق العاده بود، چرخش‌ها و تغييرات بود. مثلاً ما در اين سالها قرآن مي‌خوانديم اما بسياري از ال ياسين به دليل نوع زندگي خانوادگي يا فرهنگي که در آن بزرگ شده بودند يا دلايل شخصي، سالها مي‌گذشت که هنوز کتاب قرآن را باز نکرده بودند اما حالا داشتند بطور تقريباً مستمر قرآن مي‌خواندند. يا کساني بودند که شايد تا بحال حتي چند دقيقه به طور جدي فکر نکرده بودند اما بعد از آموزش روش‌هاي حل مسئله و تصميم گيري (روشهاي سه دهم، هفت دهم يا برنامه ريزي) در برخورد با بعضي مسائل از اين روش‌ها استفاده مي‌کردند و واقعاً فکر مي‌کردند. بعضي‌ها هم اين مايه‌ها را از قبل داشتند.

فعاليتهاي بظاهر مختلفي که در طول سالها به ما واگذار مي‌شد اهداف مختلفي نداشت زيرا هدف يكسان بود. تلاش براي احياء معنويت الهي و خداگرايي. براي تحقق تسليم الهي و خدمت به خدا. براي بازگشت دوباره به خداوند و برقراري ارتباط الهي. براي احياء فرهنگ تفكر و سوال سازي. جهت گيري همۀ آنها هم يکسان بود. توانمندسازي افرادي که واقعاً مشتاق و پيگير بودند، يکي از شاخص ترين اين نتايج بود. روال کار مثل ارتقاء کارکرد کامپيوتر بود...

طي فعاليتهاي به ظاهر مختلف، ما تفکر و سوال کردن و سوال ساختن را ياد مي‌گرفتيم. تحقيق کردن و محقق بودن را بيشتر تجربه مي‌کرديم و بعضي از ما براي آموزش دادن و سخنراني کردن آماده مي‌شديم. در طول فعاليتها ما بيشتر و بيشتر با جنبه‌هاي پنهاني از خودمان آشنا مي‌شديم. خود خواهي ها، ضعفها، خودباختگي‌ها و بي عدالتي‌ها به ويژه از طريق آينۀ ديگران، نمايان‌تر مي‌شد و بنابراين با وضوح بيشتري آنها را مي‌ديديم...

يکي از نتايج مهم اين مسئله بود که ما با فعاليتهاي رايگان آشنا مي‌شديم چيزي که در اين دوره زمانه مثل خيال است. الاهيون پولي نمي گرفتند اما تحقيق مي‌کردند، دوره‌هاي آموزشي تفكر و تحقيق را مي‌گذراندند، آموزش تفكر مي‌دادند. سخنراني ياد مي‌گرفتند و سخنراني مي‌كردند... خيلي‌ها براي انجام اين کارها حاضر بودند هزينه‌هاي سنگيني را پرداخت کنند مثلاً چندين سال پيگيري مي‌کردند تا يک کار تحقيقاتي به آنها داده شود. نتيجۀ اين پروژه‌هاي تحقيقاتي غالباً تغيير توان تفکري و ايجاد هويت محقق و رويکرد محققانه در فرد بود و اندازۀ اين اثر گذاري متناسب با موضوع و نوع تحقيق و ميزان تلاش افراد بود...

بعضي از کارها به کساني واگذار مي‌شد که واقعاً هيچ تواني در موضوع واگذار شده نداشتند. نتيجۀ بعضي از اين واگذاري‌ها فوق العاده بود و گاهي با نمونه‌هاي مشابه، که توسط افراد توانمند انجام شده بود، امكان مقايسه نداشتند. مثلاً بعضي از محققان يا سخنرانان يا هنرمندان ما، با وجودي كه از صفر شروع كرده بودند اما در مدت كوتاهي با افراد توانمند در آن موضوع خاص، برابري مي‌كردند يا حتي گاهي برتري داشتند.

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده