داستان هاي الاهيسم
به روايت ال ياسين
اين داستان ها شامل مجموعه اي است كه بر اساس رؤياهاي بنيادي و نمادهاي اسطوره اي شكل گرفته و هر كدام از داستان ها علاوه بر مفاهيم پايه و مشترك، نظير تسليم و خدمت به خداوند، عشق الهي، توجه به خداوند و از خود گذشتگي براي خدا، داراي طيف و دسته اي از تعليمات اختصاصي مي باشد. خواندن عميق هر يك از داستان ها به فهم تعليمات خاص و عمومي مستتر در داستان منجر شده و راه ارتباط دروني انسان را هموارتر مي كند. درواقع مي توان گفت كه هر يك از داستان هاي الاهيسم حاوي بخش معيني از تعليمات الاهيسم باطني است كه البته بصورت فشرده و غالباً از طريق تصاوير رؤيا بيان گرديده است.
بعنوان مثال داستان هاي رؤياي راستين، رؤياي راهست اين و باغبان الهي[1] هر كدام به ترتيب داراي دستة تعليمات مسافر حق، فدايي حق و مبارز حق است. در داستان رؤياي راستين، موضوع مهاجر بودن روح انسان و هجرتگاه بودن زمين، بصورت نمادين، از طريق داستان قو هاي مهاجر مورد بحث قرار مي گيرد... در باغبان الهي يكي از روش هاي مبارزة موفق با نفس و مكر هاي شيطاني به تصوير كشيده مي شود...
هر يك از داستان هاي الاهيسم علاوه بر تعليمات خاص خود، بيانگر ابعادي از تعليمات عمومي است و زوايايي از آموزش هاي عمومي را آشكار مي سازد.