استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 425268
كاربران آنلاين : 4

مكاتبات و بيانيه های ال یاسین

تعداد بازديد: 269

بيانيه اول سال ۸۶

«هوالحيّ»

آبان ماه 1386

بيانيه شماره يك «جمعيت ال ياسين»

 

امروز 158 روز است كه معلم بزرگ ما ايليا «ميم» در اسارات جلادان كفتار صفت قرا ردارد.  158 روز تفتيش عقيده و شمشير زدن بر انديشه ها و اعتقادات، تا شايد او به دروغ بگويد من  ديني جديد را بنيانگذاري كرده ام و مي خواهم همه اديان را منحل كنم. من بدعت گذار و ملحد هستم. كافر هستم ... و قصد ديگري جز خدمت به خداوند و نجات انسانها داشته ام...

اتهامات او اينست:‌ بدعت گذاري در دين. فرقه سازي (فرقه ایلیائیزم و  الاهيسم). مسيحيت گرايي و تبليغ مسيح. تفسيري متفاوت از قرآن و قرائتي جديد از دين. ليبراليزم معنوي و ميانه روي ديني. سخنراني هايي كه حاصل آن در مجموعه كتب تعاليم حق گردآوري شده است. بدعت گذاری. اشاعه پلورالیزم و تکثرگرایی معنوي. تلاش برای پیوند اسلام، مسیحیت و یهود و توطئه بر علیه اسلام از این طریق.

درواقع اتهام او يك چيز است: مخالفت با اسلام خشونت طلب و دينداري خشن. واقعيت اتهام او چيزي نيست جز آشكارسازي حقيقت و بياني به شدت نوراني درباره خدا و كلام خدا و دين خدا. اتهام واقعي او بازگرداندن مردم به خدا  و احياء معنويت الهي در بين جوانان بوده است.  و اكنون نور زنده در اسارت تاريكي قبر گوركنان مرده پرست است. آنها نتوانستند پيام زنده پرستي و پرستش خداوند زنده را بشنوند پس كفتاروار بر او هجوم بردند. تفرقه انديشان و منافقان نتوانستند پيام «يكي باشيد» را بشنوند پس مانند خوارج با سپر قرار دادن قرآن ها او را در محاصره گرفتند.

در اين مدت اخبار موثق و مستند زيادي از زندان معاويون و يزيديان به گوشمان رسيده است كه او در همه اين ماهها تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي روحي و رواني براي انكار گذشته، انكار حقايق و انكار اثرات و كارهاي بزرگ خود قرار داشته است.

ما مي دانيم كه دشمن منافق ما، بعد از فاش شدن هر نقشه اش، نقشه خود را تغيير مي دهد و البته ما هم «دشمن شناسي» را آنطور كه آموخته ايم، فراموش نخواهيم كرد. ماهها سکوت کردیم و در سکوت و خاموشی به تفکر و تامل مشغول شدیم و حال بیش از پنج ماه است که بزرگترین اندیشه های زندگی بخش و عصاره افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است. اما از امروز از سکوت خود خواهیم کاست و بر...

استاد ما، روح ما و راه زندگي مان، ماههاست كه در چنگ دژخيمان منافق قرار دارد و امروز ما با توجه به نشانه هايي كه از سالها قبل به ما گفته شده مي دانيم كه در چه زماني قرار داريم: زمان‌ آزمون. آزمون هاي ايمان و وفاداري. زمان غربال. جداسازي وفاداران از بي وفايان.

ما به نام خداوند از ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مي خواهيم كه براي مجازات دژخيمان و جلاداني كه به اسم اسلام و قرآن سالهاست به جان جوانان مسلمان اين سرزمين افتاده اند و هر روز توطئه اي جديد طراحي مي كنند، به ياري مان بشتابند. خفاشان شب زده اي كه هنرشان در دشمن سازي و دور كردن جوانان از اسلام و نظام اسلامي است. يزيدياني كه تحت عنوان برخورد با اديان، كاري جز فراري دادن مردم از دين و خدا ندارند. امروز ما رهبر محبوب خود را به ياري مي طلبيم... دوستي و پيوند با اسلام و قرآن، و نظام اسلامي و آلوده نشدن به سياست بازي ها  بازيهاي سياسي و فرقه اي يكي از اولين چيزهايي بوده كه آموخته ايم و اينك بيش از گذشته آن را به ياد مي آوريم. درخواست ياري ما از خداوند است از حكومت اسلامي از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (س) است. از حاكم اسلامي و امام زمان (عج) است و به اين وعده الهي ايمان داريم كه نصر من الله و فتح قريب.

و امروز براي عبور موفق از اين ميدان مرگبار و در عين حال زندگي بخش قسمتي از سخنان سرور و معلم بزرگ خود ايليا «ميم» را كه در سالهاي گذشته از او شنيديم مرور مي كنيم.

 

«به خواست خداوند و به اذن او عده‏اي را با خود مي‏برم. كمي پيش و كمي پس. و بسياري را زود نه. بلكه بايد منتظر آنها بمانيم تا در مقطع ديگري از سفر، به ما ملحق شوند. (برگرفته از متن نجواي يك مربوط به سال 1379)

در اين سفر، آزمون‏ها پي در پي است. پس پيوسته براي امتحان شدن و عبور موفق از آن، آماده باشيد كه اگر به تمامي آماده باشيد، امتحانها بسرعتي رعدآسا عبور مي‏كنند. به خصوص در آنجا كه تزلزل و ترديدي هست و امكان انحرافي، امتحان مي‏شويم. عشق و تسليم و ايمان ما، و عهد و وفاداريمان، بارها بايد محك بخورد تا در اعماق، ريشه‏هاي خود را محكم كند. ادعاهايمان آزموده مي‏شود و دروغگويان از صديقان جدا مي‏شوند، و اينگونه پيوندهاي ناراستين گسسته مي‏شود.

و من نيز ايمان و وفاداريتان را محك زده‏ام و بعد از اين هم مي‏آزمايم. براي محك عهدها و پيوندها و براي امتحان وفاداري‏ها و ايمان‏ها، اگر ضرورت يابد، بي‏آنكه به دروغ متوسل شوم و از راستي و درستي خارج گردم، همه چيز را انكار خواهم كرد و اگر لازم شود به ترديدتان مي‏افكنم و به محكوم ساختن‏ام تحريكتان مي‏كنم. اگر ضرورت يابد به حركات نامتعارف دست مي‏زنم و حدود انديشه‏هايتان را مي‏شكنم و چنان مي‏شوم كه مرا نپسنديد. بنابر لزوم ممكن است به هر كاري دست بزنم و هر قالبي به خود بگيرم. به هر طريق كه بايد ياران خود را برمي‏گزينم.

كساني كه رفتني‏اند مي‏روند و آنها كه ماندني‏اند، مي‏مانند.

آنكه رفتني است در آزمونها پايدار نمي‏ماند و خودباختگي و فراموشي بر او چيره مي‏شود. اگر رفتني‏ها را مدتي دور نگه‏داري مي‏روند در حاليكه ماندني‏ها اگر تا پايان زندگي‏شان دور بمانند كه اينطور نيست، باز هم دور نمي‏شوند. رفتني‏ها با راندن و دفع كردن رانده مي‏شوند لكن ماندني‏ها را اگر براني، بيشتر جذب مي‏شوند. اگر اوضاع بر وفق مراد عهدشكنان نباشد، مي‏گريزند و اگر در هيجان‏زدگي قرار گيرند، فرار مي‏كنند و براي عهدشكني خود به دليل‏تراشي و خودتوجيهي متوسل مي‏شوند.

اما وفاداران در شرايط سخت، وفادارترند. به هنگام تحريك و تزلزل، محكم‏ترند. اگر اوضاع آنطور كه مي‏خواهند نباشد، اهل صبر و انتظارند و از خودگذشتگي‏شان آشكار خواهد شد...

وفاداران جدانشدني‏اند حتي اگر خود را از همه چيز محروم شده بيابند و چنين كساني وصل‏شدني‏اند. اينها به ... وارد مي‏شوند، سكني مي‏گزينند و در آن جذب مي‏شوند. گذشت زمان آنها را خسته و فرسوده و متزلزل نمي‏كند بلكه محكم‏تر و قوي‏تر و مشتاق‏تر مي‏كند زيرا با گذشت زمان به مقصود نهايي نزديك‏تر شده‏اند... (برگرفته از متن نجواي يك)

و بعد. مرا از خودم بشناسيد...

گفته‏ام كه من خودم هستم... نه كسي ديگر و نه چيزي ديگر. پس مرا همانطور كه هستم بپذيريد. اين برخلاف حقيقت است اگر بگويم نيستم، نمي‏دانم و نمي‏توانم. لكن مي‏گويم به خواست خداوند و به اذن او، هستم، مي‏دانم و مي‏توانم. و به اذن خالق متعال مي‏گويم كه من آشكاركننده حقيقتم. و من حامل روح و نورم. روح خدا... آنچه مي‏گويم مي‏شود و قصدهايم تحقق مي‏يابند و اراده‏ام شدنيست. چون خدا با من است... (برگرفته از متن نجواي يك)

و بعد. هماهنگي و همسويي روش حركت ماست و من هم به آن عمل مي‏كنم. پس با هر طيفي از مخاطبانم به روشي هماهنگ و پاسخگو در ارتباطم. همانطور كه پذيرفته شده‏ام، آشكار مي‏شوم زيرا مانند آب هستم كه در هر ظرفي ريخته شوم، قالب همان را بر خود مي‏پذيرم...

نوع نگاه و ظرفيت بيننده و عوامل ديگر، تعيين‏كننده نوع بودن من براي اوست.

و حقيقت براي هر كسي به اندازه‏اي و به نوعي آشكار مي‏شود. هرگاه شرايط تغيير كند، شيوه‏هاي حركت تغيير مي‏كند و با آن متناسب و هماهنگ مي‏شود، و نيز هرگاه افراد تغيير كنند، شيوه‏ها تغيير مي‏كند...

لازم است با هر كسي به روشي متناسب و پاسخگو ارتباط داشت. با هركسي به زبان خودش سخن گفت و آنطور كه برايش فهميدني است. اما با وجود نرمي و انعطاف‏پذيري روش اين حركت، در هر حال و تحت هر شرايطي مبناي روش ما، حق‏گراييست. (برگرفته از متن نجواي يك)

فاش كردن نابهنگام و آشكاري نابجاي حقيقت در بسياري مواقع شديدتر از دروغ است زيرا خود، دروغي بزرگتر و از نوع ديگر است پس در مواقعي كه تحت فشار نامحرمان و كم‏ظرفيتان قرار گرفتيد، هنرمندانه عبور كنيد و در دام نيفتيد. بر ضد جلال خداوند و حضور الهي حركتي نكنيد و چيزي نگوييد كه قطعاً و يقيناً آميخته به دروغ و بديست... (برگرفته از متن نجواي يك)

... بعد از رفتن به زندان همه چيز براي ما تغيير مي كند. بسياري از همراهان و دوستان خود را از دست مي دهيم. بعضي كه ضعيف بودند و قوي نشان مي دادند، ضعفشان آشكار مي شود و عده اي كه قوي بودند و از خود ضعف نشان مي دادند، قدرت ايمان و وفاداري شان آشكار خواهد شد. وفادارن از بي وفايان و غيرتمندان از بي غيرتان،‌ ترديدكنندگان از ايمان آورندگان و همراهان و ياران ابدي از خائنان، بسيار بيشتر از گذشته جدا خواهند شد. اين وضع مانند زلزله اي است كه بسياري را در خواب مرگ كه ابتدايش شيرين است فرو خواهد برد. برخي از عهدها زخمي مي شود و برخي پاره پاره و خرد خواهند شد. زمان زندان و پس از آن، هنگام آزمونهاي ايمان و وفاداري است. خدمتگزاران مهر شده خدا از خائنان به اسم خدا جدا خواهند شد.در آن زمان چه بسا همه چيز را انكار كنم يا به بازيها و نقش هاي ترديدزا و تضعيف كننده بپردازم. چه بسا لازم شود در كوتاه زماني با دشمنانم همراه شوم تا شما را از اين طريق بيازمايم. براي آزمون شما همانطور كه بارها گفتم ممكن است به هر كاري دست بزنم اما تنها كساني با روح من آميخته مي شوند كه بتوانند با قدرت و به سرعت از اين آزمونها بگذرند و ديگران را بگذرانند. آن زمان مراقب مكر خدا باشيد كه بسيار سهمگين تر و گرفتاركننده تر از مكر شيطان است. فريب بازيهاي مرا نخوريد. بارها و بارها بر قدرت و شدت ايمان و وفاداري خود بيفزاييد و غيرت و محبت و پيوند خود را مانند آتشي بسيار سوزان آشكار كنيد. آن را زمان فرصتي است براي آنكه روح خدا در ميان شما آشكارتر شود و نشانه هاي آن در اطراف شما بيش‌ از گذشته واقع شود. آن زمان فرصتي است براي جهش يا سقوط. ما از ميداني به ميدان ديگر وارد خواهيم شد. روح من در جسم من بیشتر پنهان خواهد شد و این پنهانی مقدمه است برای آشکاری زودتر آن. بسیاری از چیزها بی آنکه دروغی بگویم انکار خواهد شد حتی شاید همین کلمات هم انکار شوند. تحریف ها و نسبتهای دروغ رونق می گیرد اما هر که وفادار است و اهل روح خداست فریب نخواهد خورد و با تمام توان و تمام فکر و جان خود به دفاع هوشمندانه از حقیقت خواهد پرداخت. همین وفاداران و غیرتمندان به حلقگان روح خدا مبدل خواهند شد... بعد از گذشتن طوفان آزمونها دوباره نور و قدرت خدا و عظمت اسم خدا را و بارش هاي روح خدا را به ياران باوفايم نشان مي دهم...

در زمان زندان و پس از آن، نظر اكثريت از چهل عضو وفادار ال یاسین مبناي تصميمات ال ياسين است و اگر همه چهل نفر در دسترس نبودند، نظر اكثريت از سي و نه نفر آنان و اگر در دسترس نبودند، اين تعداد تا دوازده نفر هم تقليل مي يابد. پس اگر بيشتر اين اعضاء‌ در دسترس نبودند نظر قالب حداقل دوازده نفر از آنان را نظر من بگيريد. صد و بيست نفر ديگري را معلوم كرده ام تا در صورت نبود هر يك از چهل نفر جاي آنان را در اين جمع بگيرند. و سيصد نفر ديگر را معلوم كرده ام كه در صورت نبود صد و بيست نفر، بجاي آنان فعال شوند. جمع چهل نفره و صد و بيست نفره را نام مي برم:

...

نظر اكثريت این جمع در آن زمان حتی بر نظر من ارجحیت دارد مگر آنکه دوباره بتوانید قدرت خدا را و کارهای بزرگ را از من ببینید یا نور را از طریق من تجربه کنید... در آن زمان به من گوش ندهید مگر آنکه کلام من بر ایمان شما بیفزاید، روح شما را قوت بخشد و آتش شما را شعله ورتر سازد، يا اگر 7 بار به قرآن قسم خوردم كه من همان ايليا «ميم» رام الله هستم. غیر از این بدانید در معرض بازیها و آزمونها قرار دارید. در آن زمان به من گوش ندهید مگر آنکه مانند گذشته جلال خدا و اسم خدا و روح خدا را از طریق من شاهد باشید و اگر شاهد نبودید نظر آنهایی را که معلوم کرده ام دنبال کنید. در آن زمان مبارزه با منافقان و شيطان زدگان را بيشتر و بيشتر بياموزيد مخصوصاً مبارزه آينه اي را با منافقان، مبارزه خاموش و كشش همسو را، تقيه را، انكار بدون دروغ را... سلاح شما در برابر منافقان فكر و قلم شما باشد. روح و كلام شما باشد. هنر و انديشه شما باشد. و دعا و شعار شما. شعاري كه از شعور سرشار شده و منتشركننده نور و شعور است. اين،‌ زماني موقت و بسيار گذراست اما در داستان ما، ضروريست... خودبینی ها و خودخواهی ها را کنار بگذارید، کنار بگذارید، کنار بگذارید حتی اگر حق با شماست و به آنچه برایتان معلوم است عمل کنید.» (برگرفته از متن نجواي دو در سال 1380)

اين دوازده نفر يا كساني كه به آنان اضافه مي شوند هيچ برتري و تقدمي بر ساير دوستان ندارند مگر در تشخيص ديدگاهها و مواضع و نظرات ايليا. دليل آن اين است كه آنان توجه بيشتري را در تماس با نظرات و نگاهها گذرانده اند اما غير از اين، آنها هم مانند سايرين انند.

 

شوراي رهبري  ال ياسين


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده