استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
تعداد بازديد : 119216
كاربران آنلاين : 6
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:

گفت و شنود

تعداد بازديد: 236

برترين رئيس جمهور

گفت و گويي با ايليا رام ا... معلم برزگ علوم باطني و بنيانگذار هنرهاي ماورائ

 

ازميان کانديدهاي رياست جمهوري به نظر شما کدام بهتر است؟

کسي که رياست جمهوري به او نياز دارد و او بي نياز از رياست جمهوري است. او که قبل از شدن، باشد. پيش از آنکه بخواهد بدست بياورد، دردست داشته باشد. قبل از آنکه از بيرون برايش اتفاق افتاده باشد، از درون واقع شده باشد.

او بايد از اينکه رئيس شود يا نشود تغييري در حال­اش رخ ندهد؛ نه از اين رياست خوشحال شود، نه از گذر سايه آن، غم زده. اگر رئيس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند؛ پس اگر خدمتگزاري شايسته­تر از او به ميدان آمد، او ميدان را برايش خالي مي­کند و خود، حامي شايسته­تر مي­شود.

اما اگر کسي تصميم بگيرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنين تصميمي خدمتگزاري بعيد است. اگر محبت به مردم و بيش از آن به بشريت و انسانيت و خداي آن در ميان نباشد، خدمت، تصنعي و غير واقعي است. با اين حال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر مي­شود، اما نتيجه خدمت خودباختگان، سوختن است و ساختن نيست.

از اين است که براي روسأ بيش از سايرين ضروريست که خودساخته باشند و اما خودساختگي نيازمند خودشناسي است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه مي­تواند ديگران را بسازد؟ اگر خود شناسي او کافي نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفيق خواهد داشت؟ بنابراين بايد ديد که آيا او موجودي خودآگاه و خداشناس و خودساخته است يا خودباخته و خود بين؛ اگر طبيب خودش آلوده به ميکروب باشد، وجودش بسيار خطرناکتر از ميکروب­هاي بيماري­زاست.

 

لطفاً در مورد ديگر ويژگي­هاي رئيس جمهور تو ضيح دهيد . اگر موضوعاتي مانند خود ساختگي و محبت به مردم را طبق فرمايش شما، در درجه اول اهميت در نظر بگيريم دربارۀ ساير ويژگي­هاي رئيس جمهور بفرماييد .

او بايد داراي توان تمام کردن و شروع کردن باشد. تمام کردن آنچه پيش از اين آغاز شده يا حتي دانه­هايي که هنوز جوانه هم نزده­اند و قدرت شروع کردن جهش را.

ايران وقت زيادي براي پيشرفت ندارد. پيشرفت معمولي به عقب ماندگي آن منجر خواهد شد. بنابراين رئيس جمهور بايد توان شروع جهش را داشته باشد ...

اگر شجاعت او مقدم بر هوشمندي­اش باشد ممکن است آسيب­هاي جدي بوجود آيد. بنابراين لازم است هوشمندي و هوشياري او بر شجاعتش مقدم باشد.

نگاه کردن به رياست جمهوري، به عنوان فرصتي براي پيشرفت شخصي مي­تواند آثار زيانبار بسياري را براي ملت داشته باشد؛ پس او بايد رياست جمهوري را به چشم يک رسالت نگاه کند. رسالتي که فقط يک راه در پيش دارد و آن موفقيت است.... مسئول وام­دار نمي­تواند مسئوليت خود را به انجام برساند. رئيس جمهور يا بايد وام­دار کسي جز خدا و ملت نباشد و يا اگر هست ابتدا وام خود را بپردازد و آنگاه قدم جلو بگذارد.

 

يکي از راه هاي اصلي مردم براي آشنايي با رئيس جمهور بعدي بررسي گذشته فرد مورد نظر است. عوامل گوناگوني مي­توانند مبناي اين تجزيه و تحليل قرار گيرند.  به نظر شما چه نکاتي در اين زمينه قابل توجه­تر است؟

در بازخواني گذشته او بايد عناصر مهمي چون عقلانيت و عدالت و شجاعت را جستجو کرد و نيز آزادي دروني و استقلال رأي و عدم وابستگي، توانايي هماهنگ شدن با تغييرات و شرايط، و ميزان نرمي و انعطاف پذيري او، تدبيرگري و تعامل پذيري و تعادل خواهي او ...بايد اين عناصر را در گذشته او شناسايي و اندازه­گيري کنيد.

 هر انساني ترس­ها و از خود­باختگي­هايي دارد اما ترس­ها و تمايلات يک مسئول بسيار سرنوشت­سازتر است. بايد ديد در گذشته، او از چه چيزهايي ترسيده و فرار کرده و به چه چيزهايي روي آورده و مشتاق است؟ خطوط سبز و قرمز او کدام است؟ خودباختگي­ها و خودبيني­ها يش از چه سنخي است و ميزان خطرپذيري آن تا چه حد است؟ آيا مديريت او در گذشته، خلاق و زاينده بوده يا خشک و مرده و خُرد.

و البته اگر مسئوليت­پذيري و مديريت را در سابقۀ او ببينيد دليل بر آن نمي­شود که در رياست­هاي بالاتر هم موفق عمل خواهد کرد.

 و آيا او پيش از اين به آنچه اکنون مي­گويد، عمل کرده است يا نه؟ اگر عمل نکرده پس بعيد است که بعد از اين هم به آنچه اينک مي­گويد عمل کند، و ببينيد که آيا او در گذشته واقعاً در خدمت مردم خود بوده، به فکر زندگي آنان بوده و به آنها عشق ورزيده يا اينکه پيش از اين را او در خدمت خود يا صاحباني ديگر بوده.

 

دربارۀ اينکه اولويت برنامه­هاي رئيس جمهور چه بايد باشد طي ماه­هاي  گذشته و در اظهارنظر کارشناسان و صاحب­نظران، عموماً با چند مطلب برخورد مي­کنيم که در برخي موارد تضادهايي هم به چشم مي­خورد.

نظراتي که دربارۀ اولويت­هاي برنامه رئيس جمهور بعدي مطرح مي شود اغلب عبارت است از اولويت داشتن برنامه­هاي اقتصادي، بخصوص رسيدگي به وضع معيشتي مردم، مسئله بيکاري جوانان و اشتغال به کار آنان. در مقابل، اين نظر وجود دارد که اولويت برنامه­هاي رئيس جمهور مي­بايست ابتدا متمرکز بر مسائلي مانند اصلاحات عملي، آزادي بيان، آزادي مطبوعات و ديگر تغييرات فرهنگي و شايد نرم افزاري باشد. شما با کدام نظرموافق­ايد؟

اگر بگويم با هيچ­کدام درست­تر از آن است که بگويم باهردو؛ رئيس­جمهور نبايد و نمي­تواند و درست نيست که خود را در دام شعارهاي تضمين نشده واقعي بيندازد. اوضاع ايران و جهان هر روز در حال تغيير است و به تناسب اين تغيير، اولويت­ها هم جابجا مي شوند؛ ممکن است يک روز فرهنگ­سازي مهم باشد و يک روز اقتصاد، اما در روز سوم، شايد روابط مهم­تر باشد. از خردمندي به دور است که شما براي زمان دور، حتي در حد چهار سال يک برنامه و شعار مطلق و قطعي را بر برنامه­هاي هم وزن خود ترجيح مطلق دهيد.

امروز مسئله اين است اما معلوم نيست که فردا مسئله همين باشد و شايد نباشد. امروز صلح است ولي اگر فردا صلح نباشد، اولويت­ها هم زير و رو مي­شوند. امروز بادها از شرق و جنوب مي­وزند ولي اگر از غرب و شمال وزيدند ديگر نمي­توانيد بادبان­ها را مثل ديروز برافراشته کنيد و کشتي را آنطور حرکت دهيد. مي­شود يک برنامه را بر اساس هوشمندي و هماهنگي در اولويت قرار داد اما فقط براي امروز يا امسال. در پايان امروز و پيش از روز جديد، تجديد نظر در اولويت­ها و برنامه­ها، جزئي از خردمندي است؛ براي آنکه ببينيد اين واقعيت تا چه حد حساس و مکرر است به دوران رياست­جمهوري رؤساي ملل مختلف نگاه کنيد يا اگر توانستيد با آنها صحبت کنيد، آن وقت مي­بينيد اين درددل و پشيماني تعداد زيادي از آنهاست.

اگر نياز حياتي يک جمعيت را آب فرض کنيم برنامۀ رئيس آنها بايد مانند آب باشد چنان شکل­پذير که هر بار در ظرف جديد قرار مي­گيرد به همان شکل درآيد.

اگر رئيس جمهور بگويد من مي­خواهم نيازهاي مردم را تأمين کنم و مسائل­شان را حل نمايم اين عاقلانه­تر است تا بگويد من مي­خواهم طي سال­هاي بعد، مسائل اقتصادي يا سياسي يا چيز ديگر را حل کنم. اگر مردم فردا گفتند ما نياز سياسي نداريم، يا داريم اما اولويتي برايمان ندارد، تکليف رئيس جمهور چيست؟

يا بايد لجاجت کند و به حرف خود ادامه دهد که در اين صورت شکست او در برابر ملت، حتمي است و يا از شعارها و فريادهاي خود بازگردد که آنوقت او متهم است به عقب­نشيني و زير پا گذاشتن شعارها و آرمانها. البته شعار رئيس جمهور مي­تواند مثلاًًً عدالت يا اصلاحات باشد اما اين عدالت و اصلاح را او هر روز، هر هفته، هرفصل و هر سال بايد تبيين کند. 

 

به نظر شما، با توجه به شرايط خاص ايران، فردي که مي­خواهد در پست رياست جمهوري قرار گيرد بايد چه نکاتي را در اين ارتباط مورد نظر قرار دهد؟

اگر او مورد قبول اکثريت قوي ملت و مخصوصاً جوانان نباشد يا نتواند در ماه­هاي اوليه رياست خود، اين مقبوليت را به دست آورد، ملت ايران، چيز بزرگي را از دست خواهد داد.

 در اينصورت زلزله­هاي چند ريشتري تصور پذيرند. اگر او بدون رأي قوي بيايد بايد بتواند با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار کند؛ حتي اگر پيش از اين نکرده باشد. شرط اين ارتباط، شناخت است و براي شناخت آنان، کوتاه ترين راه، همذات پنداري است.

همذات پنداري با همه اقشار و حتي با منتقدان و دشمنان، زيرا اگر همذات پنداري نباشد، خود بيني و نگاه متعصبانه جاي آن را مي­گيرد.

در شرايط کنوني ايران، رئيس جمهور بايد بتواند تعريفي عاقلانه و مقبول را از ايران و ايراني در جهان ارائه دهد؛ اين فعلاً، از مهم­ترين شعارهاست. تثبيت جايگاه بين المللي ايران، تأثيرات قدرتمند خود را بر اوضاع اجتماعي و اقتصادي و سياسي ايران به سرعت نشان مي­دهد.

تدبير و اتخاذ روابط متعادل و راهبردي با اروپا، کشورهاي اسلامي و ديگر شبه قطب­هاي متمرکز يا غيرمتمرکز و نيز چگونگي برخورد با مسئله آمريکا و تمدن غرب، در مقايسه با هرگونه تلاش داخلي (در حال حاضر) تأثيرات تعيين کننده­اي را بر اوضاع دروني و بيروني ايران خواهد داشت. اين بر اساس اوضاع اين زماني ايران است اما فردا را خدا مي­داند و آنکه، امروز را درک و ديروز را فهميده.

 بنابراين در حال حاضر دگرگون­سازي سياست خارجي و روابط بين المللي ايران از مهمترين مسائلي است که رئيس­جمهور جديد با آن مواجه است. تو نمي­تواني به نظر ديگران هيچ احترامي نگذاري و از آنها انتظار داشته باشي تا به نظر تو احترام بگذارند. تعامل، احترام متقابل و اقدام به تغييرات توافقي، حتي اگر غير مطلوب باشند، به معناي وابستگي يا ترس نيست.

پس بهتراست که رئيس جمهور جديد، با يک ايدۀ جهاني و يک انعکاس درخشندۀ بين­المللي قدم به ميدان بگذارد. او بايد چهرۀ جهاني ايران را تعيين کننده و داناتر و زيباتر نمايد. اکنون ايران در معرض تهديدات کوبنده و موذيانه است. عبور از اين خطر برنامه­ريزي شده، با اتحادي داخلي و خارجي امکان پذير است.

اين يکي از مسائل حساس فعلي ايران بود چون فرصت آن درحال اتمام است، آنرا گفتم؛ حساسيت­هاي موجود به اين ختم نمي­شود.

 

پس لطفاً از حساسيت­هاي ديگر ايران هم بگوييد.

رئيس جمهور نه فقط بايد چپ و راست را ببيند بلکه بايد از شمال و جنوب و مرکز و حاشيه ها هم غافل نشود. خوب است اما بعيد است که فراجناحي و ملي باشد ولي چه خوبتر اگر فرا ملي بوده و شخصيتي جهاني و جهان پذير باشد...

داناي حکيم بدون آنکه بجنگد پيروز مي­شود. حمله­اش از جنس راهبرد و مهار دشمن اعمال مي­شود و در دفاع، به جاي مقاومت کردن، نيروي مهاجم را بر عليه مهاجم بکار مي­برد؛ او در توافق غلبه مي­يابد.

 شر و قدرت شرارت را انکار نمي­کند بلکه آن را مي شناسد و به کنترل در مي­آورد. او به جاي ضربه زدن، لمس مي­کند و به جاي نه گفتن مطلق، مي­گويد بر فرض بله، و آنگاه واقعيت نه را از اين طريق آشکار مي­سازد. او راه را نه با پاهايش بلکه با چشم­هايش مي­پيمايد. با دوربيني و دورانديشي­اش طي مي­کند. نمي­آزمايد لکن از آزمون ديگران مي­آموزد. تمرين نمي­کند بلکه هر بار آخرين تجربه­اش را مي­کند....

 

به نظر شما بهتر است رئيس جمهور، روحاني باشد يا غير روحاني؟

اگر مسئول، برآيندي از اقشار مختلف مردم باشد و حتي اگر در قشر خاصي قرار دارد، صرفاً متعلق به آن قشر نباشد و قشري نباشد، بهتر است.

 

بهترين رئيس جمهور کيست؟

مسئولي که با ملت خود و شرايط ملت خود و زمان خود هماهنگي بيشتري دارد، بهترين است. اصل هماهنگي براي هر نوع ملتي و با هر هدفي تعيين کننده است. به واقع، اندازه موفقيت در هر کاري متناسب با اندازه هماهنگي است و توفيق روش­ها و افراد را ميزان هماهنگي آنها تعيين مي­کند.

 

چرا خود شما در انتخابات رياست جمهوري شرکت نکرديد؟

من نه مجبور به اينکارم نه مشتاق به آنم و نه حتي با تصورش موافقم. اين مثل آن است که به يک درخت انگور بگويي چرا شکوفه سيب نمي­دهي، بيشتر کسانيکه خود را نامزد يک مسئوليت بزرگ مي­کنند به ناهماهنگ­ترين و جنون­آميزترين کار زندگي خود دست مي­زنند؛ بيشترشان نه همه آن­ها.

خطرناک­ترين کارها، پذيرش مسئوليت­هاست و خطرناک­ترين مسئوليت­ها وقتي است که تو در تعيين سرنوشت و زندگي ديگران حضوري تعيين کننده داري. کمترين حرکت تو داراي هزاران دنباله است و يک فکر تو مي­تواند به اندازه يک دريا آتش يا يک دريا برکت حاصل کند.

 رياست جمهوري واقعي، يکي از سخت­ترين و پيچيده ترين و غم­انگيزترين کارهاي اين عالم است. کدام انسان عاقل و دانا سخت­ترين را برمي گيرد؟ مگر اينکه مجبور باشد و آن را ضروري بداند.

 

اين موضوع صحت دارد که شما از طريق واسطه­هاي مختلف و طرق مختلف با بسياري از رهبران بين­الملي روابط محرمانه­اي داريد و به بعضي از آنها مشورت مي­دهيد­؟

اين مهم نيست. اگر هم درست باشد يا نباشد تغييري در درستي و اعتبار چيزهايي که گفتم بوجود نمي­آورد. از آن طرف هم ارتباطي با موضوع گفتگوي ما که از قبل با آن توافق کردم، ندارد. يک سئوال ديگر مي­تواني بپرسي.

 

دوباره به اولين سؤالم بر مي­گردم. من شنيده­ام که شما در ايران و خارج از  ايران ده­ها هزار شاگرد داريد. به آنها توصيه کرده­ايد به چه کسي رأي بدهند. به عبارتي به نظر شما بهترين نامزد رياست جمهوري از بين نامزدهاي فعلي کيست؟ لطفاً اسم او را بگوييد يا حداقل به مشخصاتش اشاره کنيد.

او که فرمانرواي خودش است و بر خود فرمانروايي مي­کند؛ چون اگر کسي نتواند بر خود رياست کند چطور مي­تواند بر يک ملت رياست کند؟ اما اگر کسي بتواند خود را کنترل کند و نفس خود را مهار نمايد قادر است همه مردم جهان را راهبري کند.

 چنين فردي، خودش از حرفهايش بزرگتر است، دهان­اش از چشمانش کوچکتر است و گوش­هايش مانند چشمانش است.

 مي­بيند چيزي را که مي­شنود... و همه وجودش مانند يک دست است.

 

 

 

 

××××××××××××××××××××××××××××

·      خطرناک ترين کارها پذيرش مسئوليت هاست و خطرناک ترين مسئوليتها وقتي است که تو در تعيين سرنوشت وزندگي ديگران حضوري تعين کننده داري. کمترين حرکت تو داراي هزاران دنباله است و يک فکر تو مي تواند به اندازه يک دريا آتش يا يک دريا برکت حاصل کند. رياست جمهوري واقعي، يکي از سخت ترين و پيجيده ترين و غم انگيز ترين کارهاي اين عالم است.

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده