برترين رئيس جمهور
گفت و گويي با ايليا رام ا... معلم برزگ علوم باطني و بنيانگذار هنرهاي ماورائ
ازميان کانديدهاي رياست جمهوري به نظر شما کدام بهتر است؟
کسي که رياست جمهوري به او نياز دارد و او بي نياز از رياست جمهوري است. او که قبل از شدن، باشد. پيش از آنکه بخواهد بدست بياورد، دردست داشته باشد. قبل از آنکه از بيرون برايش اتفاق افتاده باشد، از درون واقع شده باشد.
او بايد از اينکه رئيس شود يا نشود تغييري در حالاش رخ ندهد؛ نه از اين رياست خوشحال شود، نه از گذر سايه آن، غم زده. اگر رئيس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند؛ پس اگر خدمتگزاري شايستهتر از او به ميدان آمد، او ميدان را برايش خالي ميکند و خود، حامي شايستهتر ميشود.
اما اگر کسي تصميم بگيرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنين تصميمي خدمتگزاري بعيد است. اگر محبت به مردم و بيش از آن به بشريت و انسانيت و خداي آن در ميان نباشد، خدمت، تصنعي و غير واقعي است. با اين حال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر ميشود، اما نتيجه خدمت خودباختگان، سوختن است و ساختن نيست.
از اين است که براي روسأ بيش از سايرين ضروريست که خودساخته باشند و اما خودساختگي نيازمند خودشناسي است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه ميتواند ديگران را بسازد؟ اگر خود شناسي او کافي نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفيق خواهد داشت؟ بنابراين بايد ديد که آيا او موجودي خودآگاه و خداشناس و خودساخته است يا خودباخته و خود بين؛ اگر طبيب خودش آلوده به ميکروب باشد، وجودش بسيار خطرناکتر از ميکروبهاي بيماريزاست.
لطفاً در مورد ديگر ويژگيهاي رئيس جمهور تو ضيح دهيد . اگر موضوعاتي مانند خود ساختگي و محبت به مردم را طبق فرمايش شما، در درجه اول اهميت در نظر بگيريم دربارۀ ساير ويژگيهاي رئيس جمهور بفرماييد .
او بايد داراي توان تمام کردن و شروع کردن باشد. تمام کردن آنچه پيش از اين آغاز شده يا حتي دانههايي که هنوز جوانه هم نزدهاند و قدرت شروع کردن جهش را.
ايران وقت زيادي براي پيشرفت ندارد. پيشرفت معمولي به عقب ماندگي آن منجر خواهد شد. بنابراين رئيس جمهور بايد توان شروع جهش را داشته باشد ...
اگر شجاعت او مقدم بر هوشمندياش باشد ممکن است آسيبهاي جدي بوجود آيد. بنابراين لازم است هوشمندي و هوشياري او بر شجاعتش مقدم باشد.
نگاه کردن به رياست جمهوري، به عنوان فرصتي براي پيشرفت شخصي ميتواند آثار زيانبار بسياري را براي ملت داشته باشد؛ پس او بايد رياست جمهوري را به چشم يک رسالت نگاه کند. رسالتي که فقط يک راه در پيش دارد و آن موفقيت است.... مسئول وامدار نميتواند مسئوليت خود را به انجام برساند. رئيس جمهور يا بايد وامدار کسي جز خدا و ملت نباشد و يا اگر هست ابتدا وام خود را بپردازد و آنگاه قدم جلو بگذارد.
يکي از راه هاي اصلي مردم براي آشنايي با رئيس جمهور بعدي بررسي گذشته فرد مورد نظر است. عوامل گوناگوني ميتوانند مبناي اين تجزيه و تحليل قرار گيرند. به نظر شما چه نکاتي در اين زمينه قابل توجهتر است؟
در بازخواني گذشته او بايد عناصر مهمي چون عقلانيت و عدالت و شجاعت را جستجو کرد و نيز آزادي دروني و استقلال رأي و عدم وابستگي، توانايي هماهنگ شدن با تغييرات و شرايط، و ميزان نرمي و انعطاف پذيري او، تدبيرگري و تعامل پذيري و تعادل خواهي او ...بايد اين عناصر را در گذشته او شناسايي و اندازهگيري کنيد.
هر انساني ترسها و از خودباختگيهايي دارد اما ترسها و تمايلات يک مسئول بسيار سرنوشتسازتر است. بايد ديد در گذشته، او از چه چيزهايي ترسيده و فرار کرده و به چه چيزهايي روي آورده و مشتاق است؟ خطوط سبز و قرمز او کدام است؟ خودباختگيها و خودبينيها يش از چه سنخي است و ميزان خطرپذيري آن تا چه حد است؟ آيا مديريت او در گذشته، خلاق و زاينده بوده يا خشک و مرده و خُرد.
و البته اگر مسئوليتپذيري و مديريت را در سابقۀ او ببينيد دليل بر آن نميشود که در رياستهاي بالاتر هم موفق عمل خواهد کرد.
و آيا او پيش از اين به آنچه اکنون ميگويد، عمل کرده است يا نه؟ اگر عمل نکرده پس بعيد است که بعد از اين هم به آنچه اينک ميگويد عمل کند، و ببينيد که آيا او در گذشته واقعاً در خدمت مردم خود بوده، به فکر زندگي آنان بوده و به آنها عشق ورزيده يا اينکه پيش از اين را او در خدمت خود يا صاحباني ديگر بوده.
دربارۀ اينکه اولويت برنامههاي رئيس جمهور چه بايد باشد طي ماههاي گذشته و در اظهارنظر کارشناسان و صاحبنظران، عموماً با چند مطلب برخورد ميکنيم که در برخي موارد تضادهايي هم به چشم ميخورد.
نظراتي که دربارۀ اولويتهاي برنامه رئيس جمهور بعدي مطرح مي شود اغلب عبارت است از اولويت داشتن برنامههاي اقتصادي، بخصوص رسيدگي به وضع معيشتي مردم، مسئله بيکاري جوانان و اشتغال به کار آنان. در مقابل، اين نظر وجود دارد که اولويت برنامههاي رئيس جمهور ميبايست ابتدا متمرکز بر مسائلي مانند اصلاحات عملي، آزادي بيان، آزادي مطبوعات و ديگر تغييرات فرهنگي و شايد نرم افزاري باشد. شما با کدام نظرموافقايد؟
اگر بگويم با هيچکدام درستتر از آن است که بگويم باهردو؛ رئيسجمهور نبايد و نميتواند و درست نيست که خود را در دام شعارهاي تضمين نشده واقعي بيندازد. اوضاع ايران و جهان هر روز در حال تغيير است و به تناسب اين تغيير، اولويتها هم جابجا مي شوند؛ ممکن است يک روز فرهنگسازي مهم باشد و يک روز اقتصاد، اما در روز سوم، شايد روابط مهمتر باشد. از خردمندي به دور است که شما براي زمان دور، حتي در حد چهار سال يک برنامه و شعار مطلق و قطعي را بر برنامههاي هم وزن خود ترجيح مطلق دهيد.
امروز مسئله اين است اما معلوم نيست که فردا مسئله همين باشد و شايد نباشد. امروز صلح است ولي اگر فردا صلح نباشد، اولويتها هم زير و رو ميشوند. امروز بادها از شرق و جنوب ميوزند ولي اگر از غرب و شمال وزيدند ديگر نميتوانيد بادبانها را مثل ديروز برافراشته کنيد و کشتي را آنطور حرکت دهيد. ميشود يک برنامه را بر اساس هوشمندي و هماهنگي در اولويت قرار داد اما فقط براي امروز يا امسال. در پايان امروز و پيش از روز جديد، تجديد نظر در اولويتها و برنامهها، جزئي از خردمندي است؛ براي آنکه ببينيد اين واقعيت تا چه حد حساس و مکرر است به دوران رياستجمهوري رؤساي ملل مختلف نگاه کنيد يا اگر توانستيد با آنها صحبت کنيد، آن وقت ميبينيد اين درددل و پشيماني تعداد زيادي از آنهاست.
اگر نياز حياتي يک جمعيت را آب فرض کنيم برنامۀ رئيس آنها بايد مانند آب باشد چنان شکلپذير که هر بار در ظرف جديد قرار ميگيرد به همان شکل درآيد.
اگر رئيس جمهور بگويد من ميخواهم نيازهاي مردم را تأمين کنم و مسائلشان را حل نمايم اين عاقلانهتر است تا بگويد من ميخواهم طي سالهاي بعد، مسائل اقتصادي يا سياسي يا چيز ديگر را حل کنم. اگر مردم فردا گفتند ما نياز سياسي نداريم، يا داريم اما اولويتي برايمان ندارد، تکليف رئيس جمهور چيست؟
يا بايد لجاجت کند و به حرف خود ادامه دهد که در اين صورت شکست او در برابر ملت، حتمي است و يا از شعارها و فريادهاي خود بازگردد که آنوقت او متهم است به عقبنشيني و زير پا گذاشتن شعارها و آرمانها. البته شعار رئيس جمهور ميتواند مثلاًًً عدالت يا اصلاحات باشد اما اين عدالت و اصلاح را او هر روز، هر هفته، هرفصل و هر سال بايد تبيين کند.
به نظر شما، با توجه به شرايط خاص ايران، فردي که ميخواهد در پست رياست جمهوري قرار گيرد بايد چه نکاتي را در اين ارتباط مورد نظر قرار دهد؟
اگر او مورد قبول اکثريت قوي ملت و مخصوصاً جوانان نباشد يا نتواند در ماههاي اوليه رياست خود، اين مقبوليت را به دست آورد، ملت ايران، چيز بزرگي را از دست خواهد داد.
در اينصورت زلزلههاي چند ريشتري تصور پذيرند. اگر او بدون رأي قوي بيايد بايد بتواند با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار کند؛ حتي اگر پيش از اين نکرده باشد. شرط اين ارتباط، شناخت است و براي شناخت آنان، کوتاه ترين راه، همذات پنداري است.
همذات پنداري با همه اقشار و حتي با منتقدان و دشمنان، زيرا اگر همذات پنداري نباشد، خود بيني و نگاه متعصبانه جاي آن را ميگيرد.
در شرايط کنوني ايران، رئيس جمهور بايد بتواند تعريفي عاقلانه و مقبول را از ايران و ايراني در جهان ارائه دهد؛ اين فعلاً، از مهمترين شعارهاست. تثبيت جايگاه بين المللي ايران، تأثيرات قدرتمند خود را بر اوضاع اجتماعي و اقتصادي و سياسي ايران به سرعت نشان ميدهد.
تدبير و اتخاذ روابط متعادل و راهبردي با اروپا، کشورهاي اسلامي و ديگر شبه قطبهاي متمرکز يا غيرمتمرکز و نيز چگونگي برخورد با مسئله آمريکا و تمدن غرب، در مقايسه با هرگونه تلاش داخلي (در حال حاضر) تأثيرات تعيين کنندهاي را بر اوضاع دروني و بيروني ايران خواهد داشت. اين بر اساس اوضاع اين زماني ايران است اما فردا را خدا ميداند و آنکه، امروز را درک و ديروز را فهميده.
بنابراين در حال حاضر دگرگونسازي سياست خارجي و روابط بين المللي ايران از مهمترين مسائلي است که رئيسجمهور جديد با آن مواجه است. تو نميتواني به نظر ديگران هيچ احترامي نگذاري و از آنها انتظار داشته باشي تا به نظر تو احترام بگذارند. تعامل، احترام متقابل و اقدام به تغييرات توافقي، حتي اگر غير مطلوب باشند، به معناي وابستگي يا ترس نيست.
پس بهتراست که رئيس جمهور جديد، با يک ايدۀ جهاني و يک انعکاس درخشندۀ بينالمللي قدم به ميدان بگذارد. او بايد چهرۀ جهاني ايران را تعيين کننده و داناتر و زيباتر نمايد. اکنون ايران در معرض تهديدات کوبنده و موذيانه است. عبور از اين خطر برنامهريزي شده، با اتحادي داخلي و خارجي امکان پذير است.
اين يکي از مسائل حساس فعلي ايران بود چون فرصت آن درحال اتمام است، آنرا گفتم؛ حساسيتهاي موجود به اين ختم نميشود.
پس لطفاً از حساسيتهاي ديگر ايران هم بگوييد.
رئيس جمهور نه فقط بايد چپ و راست را ببيند بلکه بايد از شمال و جنوب و مرکز و حاشيه ها هم غافل نشود. خوب است اما بعيد است که فراجناحي و ملي باشد ولي چه خوبتر اگر فرا ملي بوده و شخصيتي جهاني و جهان پذير باشد...
داناي حکيم بدون آنکه بجنگد پيروز ميشود. حملهاش از جنس راهبرد و مهار دشمن اعمال ميشود و در دفاع، به جاي مقاومت کردن، نيروي مهاجم را بر عليه مهاجم بکار ميبرد؛ او در توافق غلبه مييابد.
شر و قدرت شرارت را انکار نميکند بلکه آن را مي شناسد و به کنترل در ميآورد. او به جاي ضربه زدن، لمس ميکند و به جاي نه گفتن مطلق، ميگويد بر فرض بله، و آنگاه واقعيت نه را از اين طريق آشکار ميسازد. او راه را نه با پاهايش بلکه با چشمهايش ميپيمايد. با دوربيني و دورانديشياش طي ميکند. نميآزمايد لکن از آزمون ديگران ميآموزد. تمرين نميکند بلکه هر بار آخرين تجربهاش را ميکند....
به نظر شما بهتر است رئيس جمهور، روحاني باشد يا غير روحاني؟
اگر مسئول، برآيندي از اقشار مختلف مردم باشد و حتي اگر در قشر خاصي قرار دارد، صرفاً متعلق به آن قشر نباشد و قشري نباشد، بهتر است.
بهترين رئيس جمهور کيست؟
مسئولي که با ملت خود و شرايط ملت خود و زمان خود هماهنگي بيشتري دارد، بهترين است. اصل هماهنگي براي هر نوع ملتي و با هر هدفي تعيين کننده است. به واقع، اندازه موفقيت در هر کاري متناسب با اندازه هماهنگي است و توفيق روشها و افراد را ميزان هماهنگي آنها تعيين ميکند.
چرا خود شما در انتخابات رياست جمهوري شرکت نکرديد؟
من نه مجبور به اينکارم نه مشتاق به آنم و نه حتي با تصورش موافقم. اين مثل آن است که به يک درخت انگور بگويي چرا شکوفه سيب نميدهي، بيشتر کسانيکه خود را نامزد يک مسئوليت بزرگ ميکنند به ناهماهنگترين و جنونآميزترين کار زندگي خود دست ميزنند؛ بيشترشان نه همه آنها.
خطرناکترين کارها، پذيرش مسئوليتهاست و خطرناکترين مسئوليتها وقتي است که تو در تعيين سرنوشت و زندگي ديگران حضوري تعيين کننده داري. کمترين حرکت تو داراي هزاران دنباله است و يک فکر تو ميتواند به اندازه يک دريا آتش يا يک دريا برکت حاصل کند.
رياست جمهوري واقعي، يکي از سختترين و پيچيده ترين و غمانگيزترين کارهاي اين عالم است. کدام انسان عاقل و دانا سختترين را برمي گيرد؟ مگر اينکه مجبور باشد و آن را ضروري بداند.
اين موضوع صحت دارد که شما از طريق واسطههاي مختلف و طرق مختلف با بسياري از رهبران بينالملي روابط محرمانهاي داريد و به بعضي از آنها مشورت ميدهيد؟
اين مهم نيست. اگر هم درست باشد يا نباشد تغييري در درستي و اعتبار چيزهايي که گفتم بوجود نميآورد. از آن طرف هم ارتباطي با موضوع گفتگوي ما که از قبل با آن توافق کردم، ندارد. يک سئوال ديگر ميتواني بپرسي.
دوباره به اولين سؤالم بر ميگردم. من شنيدهام که شما در ايران و خارج از ايران دهها هزار شاگرد داريد. به آنها توصيه کردهايد به چه کسي رأي بدهند. به عبارتي به نظر شما بهترين نامزد رياست جمهوري از بين نامزدهاي فعلي کيست؟ لطفاً اسم او را بگوييد يا حداقل به مشخصاتش اشاره کنيد.
او که فرمانرواي خودش است و بر خود فرمانروايي ميکند؛ چون اگر کسي نتواند بر خود رياست کند چطور ميتواند بر يک ملت رياست کند؟ اما اگر کسي بتواند خود را کنترل کند و نفس خود را مهار نمايد قادر است همه مردم جهان را راهبري کند.
چنين فردي، خودش از حرفهايش بزرگتر است، دهاناش از چشمانش کوچکتر است و گوشهايش مانند چشمانش است.
ميبيند چيزي را که ميشنود... و همه وجودش مانند يک دست است.
××××××××××××××××××××××××××××
· خطرناک ترين کارها پذيرش مسئوليت هاست و خطرناک ترين مسئوليتها وقتي است که تو در تعيين سرنوشت وزندگي ديگران حضوري تعين کننده داري. کمترين حرکت تو داراي هزاران دنباله است و يک فکر تو مي تواند به اندازه يک دريا آتش يا يک دريا برکت حاصل کند. رياست جمهوري واقعي، يکي از سخت ترين و پيجيده ترين و غم انگيز ترين کارهاي اين عالم است.