- «بسم الله و نه جز الله»
س- در یكی از سخنانتان فرموده بودید كه اگر تا آخر زمان دربارهی «بسم الله» سخن بگوییم، باز هم به انتهای معنی آن نخواهیم رسید. ممكن است به معنی «بسم الله» اشارهای بفرمایید؟
ج- معانی، بسیار و در عین حال یكی است. ادامه مطلب ...
- «او را، صدا کنید»
س-با چه قصد و نیتی نامهای خداوند را به خوانیم؟
ج-از سر عشق و دوستی. عاشق چرا معشوق خود را میخواند. او را میخواند، تا پاسخی بگیرد. او را میخواند، حتّی اگر پاسخی نگیرد. او را میخواند، چه او بشنود و چه نشنود. او را میخواند، تا به او نزدیك شود تا دریافتش كند. تا به حضورش برسد. ادامه مطلب ...
- «پاسخ خداوند»
س-آیا ممكن است كسی خدا را بخواند و خداوند به او پاسخی ندهد؟
ج-مگر خدای مرده و موهوم را. خدای زنده، حاضر و حقیقی پاسخ میدهد، حتّی پیش از آن كه خوانده شود. ادامه مطلب ...
- «راه حضور»
س-آیا به نظر شما این ذكر و آنچه شما به آن «خواندن خداوند» میگویید، كمی كهنه و قدیمی نیست؟ آیا فكر نمیكنید كه انسان به چیزهای دیگری احتیاج دارد و نه صدا زدن خدا؟
ج-او قدیم است و جدید است. او از هر كهنی، كهنتر و از هر تازهای، تازهتر است. مگر چند حقیقت وجود دارد كه از یكی فارغ شویم و به دیگری بپردازیم؟ مگر حقیقت یكی بیشتر است؟ از طرفی، تو به چه عمقی از این حقیقت رسیدهای كه آنرا كهنه میدانی. بدان كه عمق این حقیقت نامحدود است و محدود بودنش محال. ادامه مطلب ...
- «همانم كه هستم»
س- شما كه هستید؟ میخواهیم واقعیّت را از زبان خودتان بشنویم.
ج-راه را به اشتباه نروید. مهم این است كه خودتان را بشناسید. اساس، پاسخ به سؤال «من كیستم؟» است، نه «تو كیستی؟». چه ارزشی دارد كه بدانید من كیستم؟ فرض كنیم كه من بگویم، چه كسی هستم. امّا آیا شما به همین راحتی گفتهی مرا میپذیرید؟ ادامه مطلب ...
- «خانوادهی مجازی و حقیقی»
س-آیا این درست است كه اولین كسانی كه منكر وجود الهی شما شدند، اعضا خانوادهتان بودهاند؟[1]
ج-من خود را هرگز برای آنان آشكار نساختم، بنابراین چیزی را منكر شدند كه ندیدند و نشنیدند و لمس نكردند. كسانی كه ظاهراً از بستگان من بودند یعنی خانواده و فامیل مجازی من، آنچه را كه گمان بردند درست است، پذیرفتند. آنان بیتقصیرند زیرا مرا در قالب و نقشی دیگر یافته بودند و اینطور شد كه قالب را همان غالب پنداشتند ادامه مطلب ...
- «فهم و آگاهی، بهترین مبناست»
س-عمل خارقالعادهای نشان دهید تا به شما ایمان بیاورم.
ج- در این صحبت شما نكتهها نهفته است. اولاً چه كسی از شما خواسته است كه به من ایمان بیاورید. اصراری نیست كه مرا پذیرفته و یا ردّ كنید. اثر پذیرش و انكار به زندگی خودتان باز میگردد. ثانیاً فرض را بر آن بگذاریم كه كار خارقالعادهای هم از من صادر شد، امّا آیا شما از این طریق به من ایمان میآورید؟ خیر، این طریق درست نیست، شناخت و ایمان زاییدهی عشق است ادامه مطلب ...
- «تسلیم او»
س-آیا اطاعت محض از استاد كار درستی است؟
ج-تنها و تنها از خداوند متعال، پروردگار زنده و حاضر پیروی كنید. تابع حق باشید. حق واضح و روشن است و باطل تاریك و مغشوش.
هیچ فردی، هیچ پیامبر یا امامی را نپرستید زیرا كسی جز پروردگار بیهمتا كه نه زاده میشود و نه میزاید، شایستهی پرستش نیست. تسلیم شخصی نباشید. ادامه مطلب ...
- «گام به گام»
س-چرا مردان حق با وجود توان خارقالعاده و برخورداری از ارادهی الهی، وضع آشفته و اسفناك كنونی جهان را به اشارهای و در یك لحظه تغییر نمیدهند؟
ج-ساده باشید امّا ساده لوح نباشید... آیا خداوند متعال حّی و حاضر در جهان نیست؟ اگر هست چرا با قدرت نامحدود خویش به اشارهای، یكباره و در كسری از ثانیه نظام الهی را در جهان آشكار نمیكند؟ ادامه مطلب ...
- «گذر از رنگها، محو در بیرنگی»
س-آیا ممكن است دربارهی گذشتهی خود بفرمایید؟
ج-من هم در جهنم زندگی كردهام و هم در بهشت. هم با خوبان بودهام هم با بدان. قالبهای گوناگونی را تجربه كردهام. انواع قالبهای انسانی خوب و بد را...
مردم از گروههای مختلفی تشكیل شدهاند. هر قشر از مردم به شیوهی خودشان میبینند، میاندیشند، میپذیرند و عمل میكنند ادامه مطلب ...