استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 675563
كاربران آنلاين : 77

گزيده گفت و شنود هاي كتاب جريان هدايت الهي(جلد اول)

تعداد بازديد: 210

«تسلیم او»

 س-آیا اطاعت محض از استاد كار درستی است؟

 ج-تنها و تنها از خداوند متعال، پروردگار زنده و حاضر پیروی كنید. تابع حق باشید. حق واضح و روشن است و باطل تاریك و مغشوش.

 هیچ فردی، هیچ پیامبر یا امامی ‌را نپرستید زیرا كسی جز پروردگار بی‌همتا كه نه زاده می‌شود و نه می‌زاید، شایسته‌ی پرستش نیست. تسلیم شخصی نباشید. بلكه تسلیم او باشید و به معلّمین الهی تنها به عنوان وسیله و مجرای خداوند نگاه كنید. تسلیم و تابع جریانی باشید كه از طریق مردان حق، جاری می‌شود امّا تسلیم فردیت آنها نشوید هر چند فردیت مردان حق محو در ماهیت الهی است و آنان فردیتی از خود ندارند...

 تسلیم فردیت یك انسان بودن، تصویر دیگری از خودپرستی و شیطان‌پرستی است. این شكلی از كفر و بت پرستی می‌باشد.

 اگر ما به شخص معلّم تسلیم شویم دچار انحراف شده‌ایم. می‌بایست رام و پذیرای تعالیم او باشیم. یعنی ارزش شخصی او در نزد ما به دلیل جریانی باشد كه حامل آن است نه اینكه ارزش و عظمت تعالیمش به دلیل شخص او باشد.

در حالت اول ما خدا پرستیم و در حالت دوم انسان‌پرست یا به بیانی خودپرست.

 «كدام معلّم»

 س-به چه دلیلی باید شما را به عنوان معلّم حق بپذیریم؟

 ج-بایدی نیست. از آنجا كه اصراری بر این پذیرش ندارم، خود را بی‌نیاز از بیان دلیل می‌دانم. حقیقت بهترین حقیقت است.

«تنها روح ربا»

س-من شاگرد یكی از اساتید معروف و مشهور جهان هستم... امّا حالا دیگر نمی‌دانم كه باید چكار كنم. در دوراهی مانده‌ام. نمی‌دانم كه باید شاگرد او بمانم یا از شما پیروی كنم؟

 ج-این به خود شما بستگی دارد. همان جا بروید كه روح و قلبتان به آنسو كشیده می‌شود. به روح خود نگاه كنید و ببینید كدام روح ربا آنرا به جانب (تعالیم) خویش جذب می‌كند، راه هدایت و نجات برای شما همان است. حق روشن و واضح است، هرگاه در قلب خود به وضوح و روشنی هر چه بیشتر كسی را و راهی را دیدید، آن راه برای نیل شما به حقیقت راه تعالی است و اگر در برخورد با فردی یا جریانی معنوی در قلب خود با تاریكی و بی‌مهری مواجه شدید، آن راه برایتان قطعاً انحراف و هلاكت را به بار می‌آورد.

 اگر روح و قلب شما پذیرا، دوستدار، خیره، مجذوب و متمایل به فلان فرد است همان را به عنوان تنها معلّم و تنها مجرای الهی خود بپذیرید، به او ایمان و اعتماد داشته باشید، كاملاً تابع و تسلیم او باشید (تسلیم آن جریان الهی كه از طریق او جاری است) او را به عنوان تنها نماینده‌ی الهی خود انتخاب كنید، با او عهد ببندید و جز او به كس دیگری نگاه نكنید، جز او از دیگری پیروی نكنید، جز او به دیگری مایل نشوید، جز در راه او حركت نكنید...

 این یگانگی در راه، اصلی و اساسی است. خداوند متعال در بین هر امتی نماینده و جانشینی برای خود دارد. در میان هر گروهی جریانی ویژه و معیّن دارد كه از طریق مجرایی معیّن جاری می‌شود. تنها یكی است كه برای همه‌ی انسان‌ها جانشین و نماینده‌ی خداوند محسوب می‌شود و آن روح خداست و روح خدا جز برای مجذوبین و ارواح مقدّس قابل تشخیص نیست... شما هم نماینده و معلّم الهی خود را پیدا كنید امّا آیا پیدا نیازی به پیدا شدن دارد؟ آن كسی و آن جریانی كه خداوند متعال صرفاً برای شما در نظر گرفته، برایتان آشكار و در دسترس است و این علامتی محكم و روشن می‌باشد. از تحریك و حركات روح و قلب خود می‌توانید آن را كشف و انتخاب كنید. امّا فراموش نكنید كه تنها از طریق این جریان الهی منحصر به فرد است كه می‌توانید در مسیر هدایت الهی قرار گیرید. از طریق آن معلّمی ‌كه برای تعلیم و هدایت به ویژه‌ی شما مقرّر شده و آمده. از طریق معلّمین الهی دیگر، از طریق سایر مجراهای خداوند كه برای شما منظور نشده، چه بسا به انحراف بروید و به سوی نابودی گام بردارید.

 س-اگر دو نفر را به عنوان استاد حق بشناسم و هر دو هم واقعاً استاد حق باشند باید از كدام تبعیّت كنم؟

 ج-از او كه نزدیكتر است زیرا خداوند نزدیك است و دور نیست. او كه از میان امتی برخواسته كه خود تو نیز به آن امت متعلّقی، زیرا می‌فرماید، از میان خودتان راهنما و رهاننده‌ای را برایتان مقرر داشتیم. او كه در همان منطقه‌ای از جهان زندگی می‌كند كه تو در آن زیسته‌ای، زیرا هر منطقه از جهان دارای ویژگی‌های مربوط به خود است و جریان هدایت الهی در هر منطقه شكل متناسبی را به خود می‌گیرد.

...

او كه كلام و تعلیمش به قران و كتب مقدّس نزدیك‌تر و شبیه‌تر است زیرا این كتب القائات روح خدا بوده و پیوند چنین كسی به روح الهی كه جریان هدایت ربّانی است عمیق‌تر و كامل‌تر است.

س-امّا اگر با آن كس كه این علائم را نداشت، عهدی بسته باشم، آیا می‌توانم با دیگری عهد ببندم؟

ج-«پس از عهد شكنان نباش» كه اینان در نزد خداوند خیانت‌كاران و بی‌وفایان محسوب می‌شوند.

س-ولی اگر در آن مسیر دیگر، امكان حركت و پیشروی وجود نداشته باشد چطور؟

ج-«پس از عهد شكنان نباش» تنها با اجازه و رضایت آن دیگری می‌توانی از عهد خود چشم بپوشی.

 س-آیا با وجود آن كه معلّمی‌الهی در دسترس ماست، می‌توانیم شاگرد معلّمی ‌دیگر كه در نقطه‌ای دیگر از جهان است باشیم؟

 ج-...این مانند آن است كه با وجود اینكه چراغی در خانه‌ی شما، روشن است و نور در خانه‌ی شما، از نور خانه‌ی همسایه برای دیدن استفاده كنید. با وجود نامعقول و ابلهانه بودن اینكار حتّی اگر هم موفق شوید، تازه چیزهایی را خواهید دید كه مربوط به همسایه و خانه‌ی اوست و از دیدن درون خانه‌ی خود عاجز و ناتوان خواهید بود. بنابراین با كوری و جهالت نسبت به زندگی خود و سرنوشت خویش و بینایی نسبت به سرنوشت و زندگی خانه‌ی همسایه به حركت خود ادامه خواهید داد.

س-ممكن است بیشتر توضیح بفرمایید؟

ج-پیروی از معلّمی ‌دیگر با وجود آن كه هدایت‌كننده در دسترس توست، مانند آن است كه چشمه‌ی آبی در كنار خانه‌ی تو باشد امّا تو برای رفع تشنگی‌ات بروی و از چشمه‌ای بنوشی كه در پشت كوه‌ها وجود دارد. وقتی برای رفع عطش به اینكار دست می‌زنی در واقع به دور خودت می‌چرخی و در سیری باطل قرار خواهی گرفت. زیرا بفرض كه تو به آن چشمه‌ی دور دست هم برسی و از آن به مقدار ظرفیتت آب بنوشی. امّا بالاخره پیش از آن كه شب بشود تو باید به خانه‌ات برگردی. راه می‌افتی و به خانه ات می‌رسی، تا می‌خواهی در خانه‌ات آرام بگیری، متوجه می‌شوی كه همین راه طولانی بازگشت، مجدداً تو را تشنه كرده و این نوسان مضحك و جاهلانه در زندگی‌ات تداوم می‌یابد.

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده