استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 675563
كاربران آنلاين : 76

گزيده گفت و شنود هاي كتاب جريان هدايت الهي(جلد اول)

تعداد بازديد: 84

«زور و اجبار، مردود است»

«زور و اجبار، مردود است»

 

 س-بعد از مدت‌ها آشنایی با شما من مطمئنم كه شما به سادگی می‌توانید بینش و دیدگاه انسان را دگرگون كنید، ذهن و هوشیاری آدم را متحول كنید، اندیشه‌ها را تغییر دهید، اراده‌ی آدم را عوض كنید و دل و قلب انسان را زیر و رو كنید و كامل‌ترین و بهترین پاسخ را به سؤالات بدهید. به نظر من روش تفكر شما استثنایی و خارق‌العاده است و منطق شما بی‌همتا و و بسیار انعطاف پذیر. من بارها دیده‌ام كه شما با قدرت كلام خود به عمق روح انسان نفوذ كرده و حتّی آنرا رام و مسخر نموده‌اید. پس چرا با دولتمردان و رهبران سیاسی جهان كه همه‌ی این فجایع و بی‌عدالتی‌ها از طرز تفكر آنها ناشی می‌شود صحبت نمی‌كنید تا از این طریق تحولی سریع و اساسی را در نظام بین المللی به وجود آورید. اینطور خیلی بهتر می‌توانید به رنج‌دیدگان دنیا كمك كنید.

 ج-اكثر دولتمردان زمین در ظلمت تكبّر خود گرفتارند. اینها راه مردم را به سوی خداوند مسدود كرده‌اند. هدف آنان خداوند نیست. بنابراین مردمان خود را نیز به سوی خداوند هدایت نمی‌كنند. آنان مقام‌پرستند نه خداپرست. خود (بزرگ) بینند نه خدابین... هر چیزی كه مقام و موقعیتشان را تحكیم و تثبیت كند و یا به درجه‌ی رؤیاگونه‌ی اقتدار و توهّمشان بیفزاید، آن را می‌پذیرند و تأیید می‌كنند. امّا هر حركتی، حتّی كلمه‌ای كه بخواهد موقعیت و مقام كاذبشان را تضعیف و تهدید به نابودی كند، آن حركت یا آن سخن، از نظرشان دروغ و باطل است، غیر منطقی و غیر الهی است، از جانب فردی فاسد، دروغگو، ریاكار و ضد مردمی‌است. آنان تنها سخنی را می‌شنوند كه حوضه‌ی شاهنشاهی دروغین‌شان را گسترش دهد و استوار تر گرداند...

 حتّی اگر پروردگار متعال بیاید و با آنان سخن بگوید و به هدایتشان بپردازد باز ناشنیده می‌مانند. آنها شیفته‌ی دنیا و بازی‌های دنیا گشته‌اند. به كلام صد و بیست و چهار هزار فرستاده‌ی خداوند گوش ندادند، آیا ما چیز دیگری برای گفتن داریم...

 قوم متكبّر و مستكبر هم اینها هستند. از آنچه كه از این دنیای فانی و گذرا به آنان رسیده، سخت مست و در خواب شده‌اند. خواب انسان هوشیار با آنكه مست است تفاوتی عمیق دارد...

 متكبّران مرگ خود را در كلام ما می‌بینند. چگونه ممكن است آن را بپذیرند؟ نه فقط پذیرا نیستند بلكه به جدال و مبارزه بر می‌خیزند. تهمت می‌زنند. توطئه می‌كنند. به هر شكل ممکن سعی دارند این صدا را خفه كنند. غافل از اینكه فرمانروای آسمان‌ها و زمین حامی ‌و پشتیبان این صداست...

 امّا اینكه بخواهید با قدرت خداوند دیگران را مجبور به اجرای خواسته‌ی خویشتن نمایید، درست نیست. از قدرت خداوند جز به اذن او نمی‌توانید استفاده كیند. خداوند به انسان اختیار داده. شما نمی‌توانید این اختیار را از او سلب كنید...

 اگر بتوانید روح انسانی را به تسخیر خود در آورید، قلبش را دگرگون و بینش او را متحول كنید، این به دلیل آن است كه خود او به شما چنین اجازه داده. او خود پذیرای شما شده والاّ فراموش نكنید كه با قدرت خداوند هرگز نمی‌توانید به حق كسی تجاوز كنید زیرا نیروی الهی تنها در مسیر احقاق حق به كار گرفته می‌شود.

 

 

«مبلغ خدا باشید»

 

س-استاد، چه چیزهایی را به مردم بگوییم و چه چیزهایی را نگوییم؟

ج-با مردم به زبان و به شیوه‌ی خودشان سخن بگویید و رابطه داشته باشید. هر چیزی كه موجب نزدیك شدن به خداوند و بازگشت به او می‌شود، گفتنش نه تنها اشكالی ندارد بلكه لازم است. چیزی كه موجب افزایش ایمان و امید مردم نسبت به خداوند می‌گردد، هر چیزی كه حضور الهی را آشكارتر و ملموس‌تر می‌كند، هر آنچه كه عظمت و بزرگی خداوند را هر چه بیشتر برایمان عیان می‌كند، گفتنش لازم و ضروری است. هر چیزی كه موجب گسترش و استقرار حضور خدا است و نتیجه‌ی آن انتشار عشق و توجه به خداوند است، بیانش ضروری است.

این در واقع قسمتی از وظیفه‌ی الهی ماست. می‌بایست مردم را آگاه و بیدار كنیم...

امّا از گفتن آن چیزهایی كه به تردید و ابهام، به انحراف و بدبینی و به دوری از خداون منجر می‌شود، پرهیز كنید كه این جدال مستقیم با خداوند و دوستداران اوست. آنچه كه به دوری از حق منجر می‌شود و دعوتی است به غفلت از حضور خداوند و تردیدی است در امور الهی، بدون شك دروغ است و توهّم.

«جلب نظر پروردگار، نه مردم»

س-استاد، امّا ممكن است ما را مسخره كنند یا فكر كنند عقلمان را از دست داده‌ایم.

ج-مگر شما برای كسب تأیید دیگران زندگی می‌كنید؟ مهم این نیست كه آنها چه عكس‌العملی در قبال حركات و تعالیم شما دارند. مهم این است كه از این طریق به وظیفه‌ی خود عمل می‌كنید... انبیاء و اولیاء الهی را هم مسخره كردند، برچسب دیوانه و غیرطبیعی بر آنها زدند. كتكشان زدند و به زندان انداختندشان، در جامعه آنها را بایكوت و تحقیر كردند، امّا اینان به دنبال تأیید الهی بودند، هدفشان جلب رضایت و خشنودی خداوند متعال بود...

 خداوند، تسلیم و وفاداری آنها را از این طریق امتحان می‌كرد. اینكه شما وظیفه‌ی خود را با تمام توان و حدّاكثر تلاش به انجام برسانید مهم است نه اینكه به چه نتیجه‌ای می‌رسید.

 

 

«دوست بدارید،همین»

 

س-ما در قبال مردم چه مسؤلیتی داریم؟

ج-مردم را دوست بدارید و اگر دوست داشته باشید خود به خود به آنها محبّت می‌كنید...

اگر می‌بینید كه در مسیر هلاكت و نابودی هستند آنان را از حركتشان باز می‌دارید. اگر واقعیّتی را فهمیده‌اید سعی می‌كنید كه به آنها نیز تعلیم دهید. وقتی مردم را دوست بدارید، در قبال رنج و انحرافشان دست روی دست نمی‌گذارید و بی‌اعتنا نیستید...

مردم را به هدایت الهی دعوت كنید، به هر شكلی كه مؤثّر و مقدور باشد.

وقتی داستان قشنگی می‌خوانید یا منظره‌ی زیبایی می‌بینید، در برخورد با كسانیكه دوستشان دارید، سعیتای این است كه آنان را نیز ترغیب و تشویق كنید تا آن داستان را بخوانند و یا آن منظره را ببینند. پس وقتی با جریان هدایت الهی و با تعالیم حق آشنا می‌شوید، اگر دیگران را دوست بدارید، بر اثر احساس مسؤلیتی كه نسبت به آنها در خود حس می‌كنید، آنان را خود به خود با روند هدایت الهی و تعالیم حق آشنا می‌كنید...

در هدایت دیگران بكوشید، خود هدایت می‌شوید، بیدار كنید، تا بیدار شوید و تعلیم دهید، پس تعلیم می‌گیرید. این مسؤلیت شما در برابر دیگران است...

وقتی كسی را دوست دارید طبعاً برای او دلسوزی می‌كنید. اگر دلت برای كسی بسوزد سعی می‌كنی هر طور كه شده به او كمك كنی و البتّه بهترین و مؤثّرترین كمك و محبّت این است كه دیگران را به خداوند بازگردانید و نزدیك كنید زیرا خوشبختی و رستگاری، در بازگشت به خداوند است.


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده