استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 675563
كاربران آنلاين : 77

آشنايي با تعاليم باطني

تعداد بازديد: 1048

ضرورتهای شناخت باطنى (برگرفته از درسهای الفبای ماورایی)

 می خواهیم بدانیم داشتن معرفت باطنی و شناخت موضوعات آن چه ارزشی دارد و به چه نتایجی منجر می شود . در این گفتار به برخی از پیامدهای شناخت باطنی اشاره می کنیم .

 

 * حركت مفهوم‏ ياب: وقتي كه خودآگاهي جريان تفكر را آغاز مي ‏كند، پس از رها ساختن آن، جريان مذكور متوقف نمي ‏شود بلكه اين جريان تفكر، در سطوح دروني ‏تر ذهن به حركت مفهوم‏ ياب خود ادامه داده و بعد از مدتي كه ممكن است كوتاه يا طولاني باشد، دوباره ولي اين‏ بار بصورت جهش‏ يافته، از عمق ذهن به سطح خودآگاهي آمده و در آن ظاهر مي‏ شود. اين جريان تفكري، در صورت داشتن انرژي، عزم و ساير مؤلفه ‏هاي ضروري، بر سطوح دروني ‏تر آگاهي اثر گذاشته و پس از تثبيت و استحكام، خود به منشأ اعمال، بينش‏ها، دريافتها و حالات و وضعيت‏ هاي جديد تبديل مي‏شود.

 

 * شخم زدن زمين باطني: شناخت باطني به نوعي آماده‏سازي زمين باطن، براي به ثمر رسيدن دانه ‏هايي كه در آن كاشته شده يا كاشته خواهد شد، منجر مي‏شود. اين حركت تفكر شبيه شخم زدن زمين است.

 

 * عمل حقيقي: اگر شناخت كامل شود، خودبخود به عمل تبديل خواهد شد. هم چنين فهم، عمل رو به بالا ببار مي ‏آورد. اين عمل خودبخودي، بسيار ارزشمند است. زيرا در اثر عمل خودبخودي، ما به حوزه‏ي خودانگيختگي و هدايت لحظه‏ اي وارد مي ‏شويم.

 

 * تسلط، تصرف و كنترل: به اقتدار درآوردن و كنترل يك چيز با شناخت كامل آن چيز ميسر مي‏ شود. هرگاه بر چيزي اقتدار پيدا كنيم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چيز را مي ‏يابيم. هرچه فهم كاملتر باشد، تسلط بر آن چيز كاملتر است.

 

 * سيّاليّت روح: شناخت، بر سيّاليّت روح و جاري و فعال شدن آن اثري قاطع و تعيين‏كننده دارد.

 

 * تجربه حيطه ‏هاي ديگر: هرچه را كه روح انسان در اين جهان بشناسد و ادراك كند، امكان تجربه آن در حيطه ‏هاي ديگر ميسّر مي ‏گردد. با وجود شناخت كامل از يك موضوع (خارج از حيطه اين دنيا) يا فهم حيطه ‏هاي ديگر، روح هر وقت كه لازم بداند به تجربه آن جهانها دست مي‏ زند. اما بدون وجود شناخت از حيطه ‏هاي ديگر، امكان عبور از آن حيطه ‏ها و تجربه آنها براي روح بعيد است.

 

 * عزم ‏ها: فهم به تولد قصدِ خودبخود منجر مي‏ شود و (در آخر) تولد قصد به آهستگي رخ مي‏ دهد. عزم‏ ها (قصدها)ي طبيعي و عمل‏ كننده باطني كه عامل بروز تغييراتي در زندگي دروني و در حوزه روح فرد مي‏ باشند، از بعدي، زاييده شناخت هستند. عزم‏ هايي كه به اين ترتيب بروز مي‏ كنند، خلاق بوده و به نتيجه مي ‏رسند اما عزم‏ هايي كه بر اثر تحريك هوس‏ ها و هيجانات بوجود مي‏ آيند در حوزه ‏هاي باطني، عموماً غيرفعال بوده و قادر به ايجاد تغيير نمي ‏باشند. مي‏ توان گفت كه قصد طبيعي و خلاق براساس دانايي و هوشياري است و قصدي كه بر ناداني استوار باشد در حوزه‏ هاي بالا و باطني عمل نمي‏ كند.

 

 * تغيير بينش: تغيير آگاهي به تغيير بينش و انديشه‏ ها منجر شده و اين خود، تغيير در نظام ارتعاشي انسان را به دنبال دارد و نخست بر كيفيات زندگي باطني اثر مي ‏گذارد...

 

 * جلوگيري از هرز رفتن: شناخت باطني از هرز رفتن انرژي، زمان و امكان جلوگيري مي ‏كند.

 *امتداد جريان آگاهي: هرچه فهم رو به كامل شدن برود، جريان آگاهي نيز كامل ‏تر مي ‏شود و در جهانهاي ديگر امتداد مي‏ يابد. در اثر امتداد جريان آگاهي در جهانهاي ديگر، آگاهي گسترش يافته، تعميم پيدا كرده و تعميق مي‏ يابد.

 

 * گسترش هستي: فهم، منجر به گسترش هستي مي‏ شود. وقتي «من» درخت را فهميد، هستي «من» از هستي درخت عبور مي ‏كند. وقتي آسمان را فهميد، از هستي آسمان عبور مي‏ كند...

 

 * افزايش سرعت درك: به تناسب سرعت فهم، سرعت روح نيز بالا مي‏رود. اگر سرعت فهم بالا رفت، خلاقيت بخشيدن بالا مي‏ رود و فاصله ‏ي بين قصد و تجلي قصد، كمتر مي‏ شود.

 

 * افزايش توان فهم: در اثر شناخت بيشتر، توان فهميدن افزايش مي‏ يابد...

 

 * عبوركنندگي: هر چيز كه فهم شود، توان عبور از آن چيز امكان‏پذير مي ‏گردد. اگر اين جهان فهم شد، ميتوان از آن عبور كرد.

 

 * يگانگي: شناخت و فهم در حالت متعالي به يگانگي منجر مي‏ شود.

 

 * ...

«برگرفته از درس های الفبای ماورائی»

منبع اولین انتشار: نشریه هنر زندگی متعالی شماره 1


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده