آشنايي با هنرهاي ماورائي (قسمت دوم)
هنرهاى ماورائى يا روحزايى داراى سه محور اصلى است كه عبارتند از:
الف( شعورزايى: مانند شاخههاى تفكر متعالى
ب( انرژىزايى: مانند شاخههاى دريافت و انتقال انرژى
ج( هستىزايى(1): مانند شاخههاى رؤيابينى، پرواز روح و ارتباط
در يكى از فرمهاى(2) ارائه شده درباره ساختار هنرهاى ماورائى ابعادى در نظر گرفته شده كه از آن جمله است:
تئورىهاى باطنى
اعمال باطنى )فن - تمرينها(
عبور از ميدانها
عبور از ضد ميدانها
تجربه فراميدان روح
به عناصر اوليه و ساختار هنرهاى ماورائى، كه شامل مجموع تئورىها و اصول و قوانين هنرهاى ماورائى است، الفباى ماورائى گفته مىشود.
بخش عملى روحزايى، از اعمال و فنون باطنى شروع مىشود كه فن - تمرينها نيز خوانده شده است. مهارت و تسلط در انجام هر گروه از فنون هممحور به تخصصهاى باطنى منجر مىشود و اين رخ نمىدهد مگر با عبور از ميدانها و ضدميدانهاى مربوط به آن. هر يك از اين تخصصها در سمت ديگر خود قابليت هنر بودن را دارد و يك هنر پس از جهش كامل به فراهنر تبديل مىشود. فراهنر، همه هنرها و تخصصها را در خود دارد اما با اين حال يكى است. در حقيقت يك محور است اما هر سه محور اصلى را نيز با خود دارد. فراهنر، هنر خلاقيت است كه مادر همه هنرهاى ماورائى محسوب شده و همه را در خود دارد.
»برگرفته از درسهاى الفباى ماورائى«
رابطه هنرهاى ماورائى با الفباى ماورائى
براى درك بهتر اين ارتباط به بيان چند مثال مىپردازيم.
مثال اول:
همان طور كه ادبيات و زبان از طريق تركيبات گوناگون صداها و حروف )...( بوجود مىآيد، مىتوان گفت كه هنرهاى ماورائى حاصل تلفيق عملى - نظرى )تلفيق هنرى( عناصرى است كه الفباى ماورائى نام دارند.
مثال دوم:
الفباى ماورائى، مانند عناصر مختلف، براى پختن غذايى است كه هنرهاى ماورائى نام دارد. از تركيبات مختلف اين عناصر، غذاهاى متفاوتى پديد مىآيد، بسته به آن كه در هر غذا از چه عناصرى و به چه اندازه و با چه فرمولى استفاده كنيم. عصاره و جوهر اين غذاها )هنرهاى ماورائى( هنر خلاقيت )تحقق روح خلاقه( است.
مثال سوم:
اگر مبارزى را در ميدان نبرد )باطنى( فرض كنيم الفباى ماورائى مانند كمان، شمشير، نيزه و ساير ابزار رزم است كه در اختيار جنگاور قرار دارد و هنرهاى ماورائى شيوههاى بكارگيرى و استفاده از اين ابزار است...
در اين مثال، هنر خلاقيت در حكم مبارز بزرگى است كه بدون داشتن اين ابزار اما با بروز حداكثر كارايىهاى آن ابزار، در ميدان رزم حضور دارد. دستهاى او مىتواند مانند شمشير و پاهاى او همچون نيزه عمل كند اما با اين كه او در رزمگاه است ولى مبارزه نمىكند زيرا كسى قادر به مبارزه با او نيست.
»برگرفته از درسهاى الفباى ماورائى«