استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 425268
كاربران آنلاين : 5

مبارزه با نفس شيطاني

تعداد بازديد: 385

«بيمارى‏ هاى هلاك‏ كننده و اكسير زندگى»- جريان هدايت الهي

 حال ببينيم چه عواملي انسان را از جريان هدايت الهي محروم ساخته؟ علل محروميّت انسان از جريان هدايت الهي و زندگي متعالي و عوامل انحراف و هلاكت انسان چيست؟ علل تاريكي و پليدي كدام است؟ عامل شرّ و بدي چيست؟

 از چند ديدگاه به آن نگاه مي‏كنيم تا متوجه شويد كه همه در اصل يكي مي‏باشند و در حقيقت «سايه‏ي يكي».

 ديدگاه اول: منيّت تاريك و نفس شيطاني كه خودخواهي، خودبيني و خودپرستي، خودتوجهي، خودشيفتگي و خودمحوري (...) از مظاهر آنست.

 ديدگاه دوم: توهّم كه خواب و خيال باطل است. افكار و احساسات دروغين است. توهّم دانستن، توهّم قدرت و توانستن، توهّم ديدن و شنيدن، توهّم خداپرستي، توهّم بودن، توهّم هدايت، توهّم خوبي، توهّم خدا، (...) و توهّم زندگي از آن جمله مي‏باشد. برداشت غلط، گمان باطل و قضاوت عجولانه از نمونه‏هاي بارز توهّم است. توهّم، دروغ است و دروغ، توهّم.

 ديدگاه سوم: نفرت و بدخواهي. بدكاري، بدانديشي و بدبيني. عدم محبت. تفرقه و جدايي. اضطراب و ناآرامي. تشنج و آشفتگي. تعارض و خشونت. بغض و خشم.

 ديدگاه چهارم: فكر و احساس تاريك. تمايلات و علايق شيطاني. ريا و تظاهر. هوي و هوس. خودفريبي و خودباختگي، ترديد بدبينانه. دروغ. حرص، حسد، تكبّر، تعصّب، ترس، قضاوت عجولانه، فرار از واقعيّت و انواع بازي‏هاي نفس شيطاني و تاكتيك‏هاي هولناك آن.

 ديدگاه پنجم: گناه و خطا. برخلاف قوانين و فرامين خداوند عمل كردن. نافرماني و عدم اطاعت از كلام و هدايت روح الهي و پيروي از انديشه‏ها و القائات شيطاني.

 ديدگاه ششم: تأثيرات پيشين. آثار زندگي گذشته. نتايج كارمايي. عكس العمل‏هاي ذخيره شده.

 ديدگاه هفتم: تعلّقات و وابستگي‏ها، دانستني‏ها و داشتني‏ها.

 ديدگاه هشتم: جهل و ناداني. فراموشي و غفلت. نديدن، نشنيدن و درك نكردن. تاريكي و بي‏خبري.

 ديدگاه...

 اينها ابعادي از منيّت پليد و تاريك و علائم پيروي فرد از جريان باطل و مخرّب شيطاني محسوب مي‏شوند.

 امّا چگونه مي‏توان شرّ و بدي را محو و نابود ساخت؟ چگونه مي‏توان در مسير هدايت الهي و بازگشت به حقيقت لايتناهي قرار گرفت؟ زندگي متعالي بر چه پايه و اساسي است؟ سرچشمه‏ي خوبي و عظمت چيست؟ چگونه مي‏توان از رنج و ناراحتي رها شد؟ راه نجات و آزادي روح چيست؟

 خداوند متعال از طريق روح خود و به واسطه‏ي فرستادگان و منتخبين خود به اين سؤالات اساسي و حياتي بشر يك پاسخ داد. هميشه پاسخ خداوند يكي بود و آن «عشق» بود كه در طول زمان، تنها شكل و ظاهرش تغيير مي‏كرد. «به حقيقت در هر لحظه، در هر چيز و در هر جا عشق بورز و به آن نزديك شو».

 «آشكاري عشق» جوهر تعاليم الهي است. ساير تعليمات، تفسير عشق مي‏باشند و چگونگي آشكاري آنرا نشان مي‏دهند. همه‏ي مكتب‏ها و روش‏ها شكلي از عشقند. يكي به نظر زيباتر مي‏رسد و ديگري زشت‏تر. يكي كاملتر و ديگري نارساتر.

 بنابراين زندگي متعالي و هدايت شدن در مسير الهي از ديدگاه انبياء و اولياء الهي، «عاشقانه زيستن در حضور خداوند زنده» مي‏باشد. ابعاد و علائم اين تعليم اعظم و اين ستون آسمان‏ها و زمين چيست؟ چگونه مي‏توان عشق به خداوند را آشكار كرد و حضور او را دريافت؟ تسليم، خدمت، توجه و ذكر نام خداوند، ايمان، محبت، تسلط برنفس و پرهيز از گناه و خطا، سكوت دروني، تفكر و بينش الهي (و...) همه‏ي اينها از علائم و ابعاد عشق به خداوند محسوب شده و خود، موجب آشكاري عشق و ظهور حقيقت مي‏گردد. بايد، براي خداوند، در اختيار او، در حضور او و به عشق او زندگي كرد. اينست زندگي متعالي و راه رهايي انسان از رنج و اندوه: تسليم روح خدا بودن، تبعيّت از جريان هدايت الهي و پيروي از فرامين روح ربّاني. چنين است كه نجات از تاريكي و پليدي رخ مي‏دهد و وصل به خداوند ميسر مي‏گردد.

 جهل و نفرت، منيّت و توهّم، خواب و فراموشي (...) همگي قالب‏هايي است براي بيان بدي و پليدي و مظاهر آن.

 امّا چگونه تاريكي را نابود كنيم؟ چگونه از شرّ اين مكرهاي هلاك‏كننده رها شويم؟ منيّت و خودخواهي چگونه از ميان مي‏رود؟ بيداري از چه راهي حاصل مي‏شود؟ براي آشكاري حقيقت، چكار بايد كرد؟

 همه‏ي انبياء و منتخبين و برگزيدگان پروردگار عالم براي پاسخ به اين سؤال آمده‏اند. تمام تعليمات خداوند در جهت حل اين سؤال بوده است. كتب مقدّس به اين دليل نازل شد و اساتيد حق و معلّمين الهي به اين منظور پديدار گشتند.

 همه‏ي اينها يك راه را تعليم دادند. همه در يك كلام، متفق‏القول بودند، تنها ظواهر و قالب‏هاي آن «كلام واحد» و «تعليم اعظم»، متفاوت و گوناگون به نظر مي‏رسد.

 آن تعليم مشترك و نجاتبخش اين بود: تبعيّت از جريان هدايت الهي و پيروي از روح ربّاني و به بياني، عاشقانه زيستن در حضور خداوند. اينها دو روي جريان هدايت و بازگشت به خداوند مي‏باشند.

 به خداوند عشق بورزيد. به خالق خويش از طريق مخلوقش محبت كنيد. عشق خود را نسبت به خداوند آشكار كنيد. تسليم، خدمت، توجه و ذكر اسماء، تسلط بر نفس و پرهيز از گناهان، اطاعت محض از خواسته و نظرات معشوق، در هر چيزي معشوق را ديدن و در هر صدايي او را شنيدن و در هر لحظه او را يافتن (...) اينها همه از علائم و عوامل آشكاري عشق و زيستن عاشقانه است. اينها نشانه‏هاي هدايت و تبعيّت از جريان الهي است. همه‏ي اديان، تفسير و توضيحي از اين عشق و حضور مي‏باشند.

 تنها راه نجات از بدي‏ها و پليدي‏ها و وظيفه‏ي اصلي همه‏ي ما، آشكاري عشق به خداوند و انتشار حضور الهي[1] در جهان درون خود و در دنياي بيروني است.

 جوهر و اساس اصول زندگي متعالي نيز همين حضور خداوند و عشق به اوست.

 حقيقت، يگانه و يكتاست ليكن در كثرت هستي، بيشمار به نظر مي‏رسد. راه‏هاي نيل به حقيقت لايتناهي و حضور زنده‏ي او نيز چنين است. مسير هدايت الهي، يكي است امّا گوناگون ديده مي‏شود. پس بنگريد وحدت را در كثرت تا دريابيد آن يگانه‏ي يكتا را.

 

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول



[1]  - خداپرستى، خداخواهى، خدابينى، خداتوجهى، خداشيفتگى، خدامحورى و خداگرايى، ابعادى از حضور الهى است. (پ .ا)

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده