استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جمعيت ال ياسين
جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 682188
كاربران آنلاين : 265

دکترین بسم الله الرحمن الرحيم

تعداد بازديد: 282

با الهام از آيه «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم» قسمت چهارم

به نام خدا، به نام مرگ نيست، به نام زندگي‌ست. به اسم زنده و زنده‌کننده است. «هوالحي و هو لايموت». اگر انسان دست به ويراني زد، کار او نمي‌تواند به اسم پروردگار باشد. پس اگر کسي به واقع گفت به نام خدا، او بايد به زندگي دامن زند و حيات را گسترش دهد. اگر نتيجه تلاش او نابودي باشد، شروع تلاشش به اسم خدا نبوده …

از طريق اسم خداوند، مي‌توانيد به او متوسل شويد و به توسل برسيد.

و اين بهترين طريقه پيوند با خدا و ارتباط با اوست. اسم پروردگار، شايسته‌ترين و بهترين واسطه انسان تا خالق خويش است.

وقتي مي‌گوييم «به نام خدا»، مي‌بايست با اين حرکت بزرگ هماهنگ شويم. اسم بردن از خدا و شروع کردن به نام او، شرايط جديدي را ايجاب مي‌کند که اگر اين شرايط محقق نگردد، گوينده نام پروردگار، چه بسا فقط لب‌هاي خود را جنبانده باشد. ادعا کردن، تمام واقعيت نيست. ادعاي واقعي مي‌تواند قسمتي از واقعيت باشد، اما هر اظهاري نياز به افعال و اوضاع و احوال خاص خود دارد. اگر کسي گفت به اسم خدا، اما دو دستي به کار خودش چسبيد، ترسيد، حرص زد و هراسناک شد، او به اسم خدا شروع نکرده بلکه کلمه‌اي مثل کلمات ديگر را زمزمه کرده است …

وقتي انسان مي‌گويد «به نام خدا»، اين بدان معناست که گفته است من تسليم و خدمتگزار پروردگار عالم هستم. يعني اين جهان پادشاه بزرگي دارد و من کارگزار و بنده آن فرمانرواي يگانه‌ام. بنابراين، با وجود اين نام، ديگر او نمي‌تواند براي خود يا سرِخود عمل کند، بلکه همه اعمال و حرکات او براي خداوند و در جهت تحقق اراده آن فرمانرواي بزرگ است. پس وقتي گفت به اسم خدا، ديگر نبايد از کسي يا چيزي بترسد. نبايد براي کسي جز ربّش تلاش کند. نبايد از نتايجي که در پي عملش حاصل مي‌شود زيادي تحت تأثير قرار گيرد، چون او کارگزار الهي‌ست، کارش هم کار خداست. پس نتيجه هم هر چه که باشد، چه به ظاهر موفقيت و چه شکست، هر دو توفيق الهي‌ست.

بنابراين در چنين شرايطي، نبايد از آن فرد و از آن شيوه آسماني که بکاربردن اسم خداست، انتظار خاصي داشت. باغبان از گفتن کلمه دانه نمي‌تواند انتظار آن را داشته باشد که به درختي پر محصول برسد، بلکه او بايد زمين را آماده کند و شخم بزند؛ دانه را در دست داشته باشد و در زمين بکارد؛ از دانه مراقبت کند و شرايط را براي به ثمر رسيدنش مهيا کند. آنگاه او مي‌تواند بگويد دانه را کاشته، پس منتظر درخت و ميوه‌ها و محصولات آن است.

اسم خدا هم مثل همين دانه‌ايست که باغبان بايد آن را بکارد. با گفتن کلمه عسل، دهان از عسل پر نمي‌شود و به صِرف اسم عسل، انسان از عسل نمي‌خورد.

اسم خداوند کارساز است، قصد‌ساز است، فکرها را به تحقق مي‌رساند و خواسته انسان را عملي مي‌سازد. اما اين براي کسي نيست که صرفاً لفظ آن را بيان مي‌کند بلکه اين اثرات تعيين‌کننده، براي کسي است که آن را به راستي و درستي بکار مي‌برد. آن را مانند دانه‌اي که بايد در زمينِ آماده کاشته شود و از آن مراقبت شود، بکارمي‌برد.

کسي که مي‌گويد «به نام خدا» او چگونه مي‌تواند دروغ بگويد، بدي کند و به پليدي‌ها آلوده شود. چنين شخصي نه تنها حرمت و بزرگي پروردگار را رعايت نکرده است بلکه نام او را به بدي و پليدي آلوده ساخته است. به ربّش که ربّ‌العالمين است، توهين و بي‌حرمتي کرده است. نمي‌شود گفت به اسم نور، تاريکي برقرار شود.

و نمي‌توان به نام خداوند سبحان بدي کرد، به اسم پروردگار عادل، ظلم کرد، به اسم او که يگانه حقيقت عالم است، دروغ گفت و با دروغ عمل کرد…

وقتي مي‌گويي به نام خدا، با ترس و وحشت عمل نکن. با نام قادر متعال قوي باش. تو او را طلبيده‌اي، پس اگر او به سويت آمده، از قوتش، قدرت گير و قوي باش.

اسم خدا از هر قدرتي بزرگ‌تر و از هر نيرويي قوي‌تر است، بلکه با وجود آن هيچ قدرت ديگري وجود ندارد. نام پروردگار جهان غير قابل مقايسه با توان هسته‌اي و فوق هسته‌اي است، ولي همين نام بزرگ، براي کسي که وفادارانه و به راستي آن را بکار نمي‌برد، چه بسا از يک مورچه هم ناتوان‌تر باشد و نتواند کاري را که از يک مورچه برمي‌آيد، به انجام برساند. اما وقتي که اسم خدا وفادارانه بيان شود، همه عالم و همه قدرت‌ها و همه خواسته‌ها، در برابر آن، از يک مورچه هم کوچک‌تر و ناتوان‌ترند.

اعتماد داشته باشيد، اما نه اعتماد به نفس، که اين نوع اعتماد غالباً چيزي ساختگي و توخالي است. به جاي اعتماد به نفس خود، به اسم خدا اعتماد داشته باشيد. به «اصل خود» که خداست، مطمئن باشيد، نه «نفسي» که متلوّن و متغير و به شدت ضعيف است…

وقتي مي‌گوييد به نام خدا، نشانه آن اين است که خدا با شما باشد. اگر نيست و حضورش در کارتان آشکار نيست، پس هنوز به واقع نگفته‌ايد به اسم خدا. اگر خدا با انسان باشد، اين بودن، نشان‌ها و نشانه‌ها دارد. نشانه حضور خدا چيست؟ نور است، شفا و برکت است، قدرت و توفيق است، بخشش و محبت است، حمايتي عظيم و پشتيباني شديد است…

اگر پروردگار متعال را به نامش بخوانيم، او مي‌آيد و در کنار ما قرارمي‌گيرد، «هو معکم اينما کنتم» و مي‌فرمايد: «بگو من نزديکم و به دعاي دعاکنندگان پاسخ مي‌دهم». اسم خدا را دريابيد، زيرا آن حلقه ارتباط و اتصال به خداست. هر گاه انسان به اين حلقه سرّي مجهز شود، ارتباط او با خداوند برقرار شده و اتصالش حتمي مي‌شود...

 

برگرفته از کتاب تعاليم حق (الاهيسم) ـ اثر ايليا «ميم»

(انتشار اول در كتاب «تفاسير بسم الله الرحمن الرحيم و معاني آن از ديدگاههاي مختلف» )

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده