- با تغيير كلمات دروني، انديشه و گفتارت تغيير مي كند.
-
مي داني چرا فكين و دندان ها و لب ها، همچون دژهايي پي در پي. زبان را محصور كرده اند؟ و فاصله حنجره با لب ها و حنجره و مغز چه مي گويد؟ در گفتن تامل كن كه تحمل نگفتن، آسان تر از تالم افتادن است.
-
با وجود برقراري ارتباط، ضعيف ترين حرف ها موثرترين نتايج را دارد و بدون ارتباط، حرف هاي بزرگ بي اثرند.
-
قدرت نهايي كلمات هماهنگ، از انرژي هسته اي كه قادر است زمين را ويران كند، بيشتر است. براي استفاده از قدرت هسته اي، احتياج به تخصص، احتياط و افراد قابل اعتماد است، درقدرت فراهسته اي كلام نيز تو نيازمند تخصص، احتياط و اعتماد پذيري هستي و الا ممكن است ويراني به بار آيد. با نيروي هسته اي مي تواني در دسترسي به برخي از اهداف جهش كني و راه پنجاه ساله را درنصف شب بپيمايي. انرژي هسته اي هست، اگر آن را مهار كني قدرت عظيم آن در اختيار تو قرار مي گيرد و گرنه به هدر مي رود و شايد هرگز براي تو آشكار نشود. آزاد سازي و كنترل آن فرمول هايي اختصاصي دارد. از آن مي تواني براي بوجود آوردن يا ويران كردن استفاده كني و اينها و جز اينها درباره قدرت فراهسته اي كلام نيز صادق است.
-
«كلام تو حامل سرمايه و اعتبار تو است، آن را هدر نده، آن را در جهت احاطه بر سرنوشت ات و كنترل زندگي ات به كار گير، نيروي حيات تو در آن است. حيات خود را به قبرستان نفرست. بر اعتبارت اضافه كن و از سرمايه ات كاسته نكن. اگر بر آن تسلط يافتي فرمانروايي دروني ات ميسر مي گردد و اگر بر تو سلطه يافت بردگي ات حاصل آمده.»
-
وقايعي كه بر تو واقع مي شود از كلام تو پيروي مي كند. اگر چه اين پيروي كامل نيست اما قاطع است. پس بنابر تكلمت كه انديشه تو نيز از همان است مي تواني وقايع نامطلوب را غير واقع گرداني و آنچه را كه در طلب آني به وقوع برساني.
-
كلمه هاي تو، قسمتي از بذرهايي است كه در باغ جاودانه ات مي كاري. ببين چه مي كاري، زيرا غذاي زندگي تو از همان تهيه مي شود كه كاشته اي، بهترين ها را بكار، پس بهترين ها نصيب تو خواهد شد.
- كلام مثل تير است يا به هدف مي خورد و موفق مي شوي، يا به هدف نمي خورد. اما وسايلي كه تير را پرتاب مي كنند گوناگونند. از نيزه كه با دست پرتاب مي شود تا تفنگ و موشك انداز. حتي هر يك از اينها نيز متنوعند. مثلا ممكن است تفنگ سر پر باشد و به سبك چند قرن پيش، يا دوازده لول باشد يا تفنگ ليزري، بعضي وقت ها تير به هدف نمي خورد، گاهي نمي رسد، گاهي بي تناسيب با هدف است مثل وقتي شخصي مي خواهد با پرتاب سنگ، كوهي را از سر راه خود بردارد يا با تير رها شده از كمان به ستاره ها بزند. شرط توفيق در به هدف زدن، هماهنگ بودن تير و وسيله شليك آن است و ديگر مهارت و قصد و عزم تيرانداز. ناحيه روحي صادر كننده كلام مانند تفاوت كارايي آن سلاح هاي گفته شده است.
-
كلمات خود را سازنده اند. هسته يك درخت در درون خود داراي آن چيزي است كه لازم است آن را تبديل به درختي كامل كند و اين مثال كلام انسان است.آن، مي تواند همان چيزي را به تجسم در آورد كه در خود دارد، قصدهاي گوينده خود را.